بیستمین سالگرد سهراب اعرابی در بهشت زهرا
شبکه جنبش راه سبز(جرس): مراست بیستمین سالگرد تولد سهراب اعرابی فردا در بهشت زهرا برگزارمی شود.
در اطلاعیه ای که از سوی خانواده این شهید منتشرشده آمده است:چهارم اسفندماه بیستمین سالروز تولد سهراب اعرابی است. جوانی که در راه آزادی و در اعتراض به نتیجه انتخابات در 19 سالگی جان باخت. فردا سه شنبه دوستان سبز او به همراه خانواده سهراب بر مزارش خواهند بود تا سالگرد تولدش را در کنارش باشند.این مراسم از ساعت 15 چهارم اسفندماه به مدت یک ساعت و نیم در بهشت زهرا (قطعه ۲۵۷ - ردیف ۶۲ - شماره ۲۸) برگزار خواهد شد.
دو پیشنهاد مهم کروبی: برگزاری رفراندوم و مجوز تجمع
راهپیمایی 22 بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیرویهای نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کردهبودند.
جنبش راه سبز(جرس): مهدی کروبی با انتشار بیانیه مهمی ، ضمن تشکر حضور مردم در راهپیمایی 22بهمن ، از رویکرد تمامیت خواهانه جریان حاکم انتقاد کرد و دو پیشنهاد ارائه کرد: مجوز برگزاری راهپیمایی برای معترضین در بیابان و کویر قم ومقایسه با مینینگ طرفداران حکومت در یکی از میادین مرکزی تهران و دوم رفراندومی برای برونرفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمعه تعالی
مردم بزرگ و آزاده ایران
از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم 22 بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم 22 بهمن با دعوت همه جناحهای سیاسی و شخصیتها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنههایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیتخواه و خشونتطلب میکوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانههای دولتی و شبهدولتی خود، با بیاخلاقی تمام و وارونهسازی واقعیت و پنهانکردن وحشیگریهای جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آنرا به نفع خود مصادره کند. جریان خشونتطلب میخواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاحطلبان و اصولگرایان امکان پذیر شد، برای پاککردن آثار ناشی از زندانیکردنها و جنایتها و شکنجهها و کشتارهای خیابانی بهره برد. میخواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشیگریهای خود بکشد. راهپیمایی 22 بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیرویهای نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کردهبودند. آنها با هر حرکت و نشانهای از عدم موافقت با وضع موجود، بهشدت برخورد میکردند و آنرا خفه میکردند. طرفه آنکه، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجکهای اشکآور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانههای داخلی نشان دادهنشد! گویا چشمانشان، با پردههایی از گمراهی پوشیده شده که گمان میکنند که توانستهاند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آنکه بدون دعوت جریانهای سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی 22 بهمن امسال، به راهپیمایی بیرمق یگانهای نظامی و امنیتی تبدیل میشد و امکان چنین بهرهبرداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمیآمد.
همه ما میدانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی 22 بهمن، به یقین نه به دلیل علاقهتان به سیاستهای سرکوب و پرکردن زندانها که بهدلیل علایق ملی و عشقتان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتکزدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی میدانید که ریختن خون بیگناهان با مبانی دین و اخلاقتان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیهالسلام) برای تقویت حکومت خود زندانهایش را پرمیکرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاههای دانشجویی و بیحرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی 22 بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبودهاست. با اینحال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات 22 بهمن بهکار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علیرغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر میشود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور دههاهزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها را ندانند؟ آیا فکر میکنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباسشخصیها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشانشان را نمیبینند؟ آیا تصور میکنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشدهاند؟
مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی 22 بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آنکه صفآراییهای دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل 27 قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، میهراسد و برایهمین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل میکند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمیتابد و ملت را مجموعهای از افراد طرفدار و تابع خود میداند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک میخواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادیتان، فارغ از ویژگیهای جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت میشناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامیخواند. لذا برای ازمیان رفتن پردههای گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیتخواه، براساس آموزههای مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همانطور که حضرت امام در سال 1341 فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، میخواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل 27 قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین میکنیم و تضمین میدهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آنهم یکبار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بیفشار و تهدید روشن شود.
اما پیشنهاد دوم: درحالیکه جریان تمامیتخواه میخواهد راهپیمایی 22 بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاستهای خشونتآمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد میکنم که براساس اصل 59 قانون اساسی، رفراندومی برای برونرفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالتهایی که بهنام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفتهاست و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشتهاست. این دخالتهاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاستجمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل میشود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیههایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم میشود، آنرا امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانهها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاههای سیاسی و ... هم تامین میشود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینههای میلیاردی، چنانکه در 22 بهمن امسال دیدیم.
والسلام
مهدی کروبی
سوم اسفند 1388
اعتصاب کارگران در شیراز
جنبش راه سبز (جرس) :تجمع و اعتصاب کارگران کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران همچنان ادامه دارد.
به گزارش « ایلنا» به دنبال تاخیر ۱۳ ماهه در پرداخت مطالبات کارگران کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران، جمعی از کارگران این کارخانه امروز نیز به تجمع خود در مقابل استانداری فارس در شیراز که از روز شنبه آغاز شده است، ادامه دادند.
این کارگران می گویند به منظور دریافت قطعی مطالبات خود به تجمع های کارگری خود ادامه خواهند داد. بر اساس این گزارش، گروه دیگری از کارگران کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران سه روز پیش با تجمع در محدوده جاده منتهی به محل این کارخانه، به پرداخت نشدن ۱۳ ماه مطالبات معوقه اعتراض کردند. در سالیان اخیر، گزارش های بسیاری در مورد اعتراض کارگران کارخانه های مناطق گوناگون ایران نسبت به عدم پرداخت حقوق و مزایای شان منتشر شده است.
توسط جوانان تهرانی صورت گرفت :راه اندازی پایگاه اطلاعاتی اسرا
جنبش راه سبز (جرس) : گروه اسراء فعالیت های مجازی خود را با راه اندازی پایگاه اولیه اطلاع رسانی خود آغاز کرد.
این گروه متشکل از جمعي از جوانان اصلاح طلب جنوب تهران است که در کنار ديگر حاميان ميرحسين موسوي و مهدي کروبي، اقدام به راه اندازی این پایگاه خبری کرده اند.
این گروه در آغاز فعالیت خود با انتشار نامه ای خطاب به هموطنان اهداف خود را از راه اندازی این پایگاه خبری اعلام کردند. در بخشی از این نامه آمده است « ديري است که آرزوي ايراني پر افتخار و عزتمند دغدغه خاطرمان شده است . چگونه مي توان در اين هياهو آرام نشست و هيچ نگفت ؟ چگونه مي توان ديده و ديده ها را به فريب نا اهلان، ناديده فلمداد کرد ؟ اين روز ها واقعيتي به جز بيکاري و گراني افسار گسيخته، ايستايي طرح هاي ملي، نابساماني هاي اجتماعي، تعرض به آزادي هاي مشروع، حذف مطبوعات منتقد و ... در عرصه داخلي قابل بيان نيست در حالي که ايران با درآمد هاي نفتي بي سابقه 4 سال گذشته، عصري طلايي را پيش رو داشت و اکنون تنها ارمغانش خاکستريست بر باد رفته ...»
این گروه در بخش دیگری به شرایط ایران اشاره کرده و آورده است :«امروز ايران، در مسير چند هزار ساله تاريخ خود در شرايطي مهم و بي سابفه قرار گرفته است آن چنان که هر انتخابي تعيين کننده سرنوشت هاست و مي تواند عقب گردي پرهزينه و يا پيشرفتي نسبي را براي اين مرز پر گوهر رقم بزند .»
برای مشاهده این سایت می توانید به آدرس اینترنتی jtcamp.blogfa.com مراجعه کنید.
ابعاد تازه ای از جنایت حمله به کوی دانشگاه در جدیدترین فیلم منتشر شده
شبکه جنبش راه سبز(جرس): در آخرین فیلم منتشر شده درخصوص وقایع کوی دانشګاه ابعاد تازه ای از این حمله وحشیانه افشا شد . دو روز بعد از اعلام نتایج ریاست جمهوری نیروهای انتظامی به همراه لباس شخصی ها به کوی دانشگاه حمله کردند و خسارات فراوانی را به این مکان وارد آوردند . گاز اشک آور ، استفاده از گلوله های ساچمه ای ،ضرب و شتم دانشجویان و تخریب اموال آنها فاجعه ای را به بار آورد که مجلس محبور به دخالت شد و کمیته ای را برای بررسی این حوادث در نظر گرفت و قرار شد احمدی مقدم در مجلس حضور یابد . با گذشت هشت ماه از این رویداد تلخ که منجر به شهادت ۵ تن از دانشجویان شد هنوز هیچ محکمه ای برای عاملان آن برګزارنشده است.
این فیلم که توسط بی بی سی منتشر شد نشان می دهد که چگونه نیروی انتظامی و گارد ویژه با حمله شبانه به کوی دانشګاه تخریب اموال دانشجویان و شلیک ګاز اشک آور محیطی از رعب و وحشت برای دانشجویان ایجاد کردند.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100222_iran_l19_kooy_tehran_university.shtml
بی بی سی می نویسد : بر اساس این فیلم معلوم می شود که حمله به کوی دانشگاه بر خلاف ادعای حکومت کار عناصر خودسر نبوده و از پیش برنامه ریزی شده بوده است. مهاجمان می گویند سردار رجب زاده، رئیس وقت نیروی انتظامی تهران دستور حمله را صادر کرده بود.
روز 24 خرداد ماه و بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دانشجویان معترض به نتایج انتخابات از ساعت نه شب در داخل کوی دانشگاه تجمع کردند.
ساعاتی بعد محوطه اطراف کوی به محاصره گارد ویژه درآمد. فیلم رسیده به دفتر بی بی سی از ساعت 1.30 بامداد فیلمبرداری شده است.
درگیری ها در پشت میله های کوی و قبل از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه آغاز شده است. دانشجویان از بالای پشت بام سنگ پرتاب می کنند و گارد ویژه هم از پایین شروع به پرتاب سنگ و شلیک گاز اشک آور می کند.
در فیلم تصاویری از کپه های آتش به چشم می خورد که شاید دانشجویان در مقابل گاز اشک آور روشن کرده اند.
اطلاعیه گروه ریگی؛ خبر دستگیری وی تائید شد
این اطلاعیه از طریق ایمیل برای سایت ارسال شده و عینا درج می شود
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت جندالله به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که بامداد امروز سه شنبه حادثه ای تلخ و دردناک رخ داد که قلب ملیونها انسان آزاده را در ایران و بلوچستان به درد آورد و آن اینکه رهبر بزرگوار جنبش مقاومت در یک عملیات تروریستی و با همکاری سرویسهای اطلاعاتی غرب از جمله سیا و اطلاعات افغانستان و اطلاعات پاکستان دستگیر و به رژیم جنایت پیشه ولایت فقیه تحویل داده شد.
طبق اطلاعاتی که شاخه اطلاعاتی جنبش بدان دست یافته است سرویسهای اطلاعاتی غرب در دستگیری رهبر جنبش همکاری بسیار زیادی از جمله کنترل خط های ماهواره ای و همچنین استفاده از هواپیماهای جاسوسی و ..... داشته اند که نشان می دهد امریکا و غرب نزدیک ترین ارتباط ها را با رژیم ایران دارند به صورتی که رژیم تهران نمی تواند همکاری سرویسهای اطلاعاتی کشورهای غرب را انکار نماید تا آنجائیکه وزیر اطلاعات در کنفرانس خبری به همکاری یک سرویس اطلاعاتی در این باره اذعان نمود و تمامی اطلاعاتش را به نقل از یک سرویس اطلاعاتی بیگانه ارائه داد.
رژیم ایران و وزارت اطلاعاتش حقیرتر و ناچیزتر از اینند که چنین عملیاتی را به اجرا در آورند و ما به زودی مدارکی را از همکاری امریکا و انگلیس و سرویسهای اطلاعاتی منطقه را با رژیم ولایت فقیه ارائه خواهیم داد.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت مردمی ایران مردم مومن اهلسنت و بلوچ را به صبر فرا می خواند و باید همه بدانند که این قضاء و فیصله الهی بوده است و ما در برابر الله تسلیم هستیم و احکامش را تعمیل می کنیم و هی مصیبتی نمی تواند ما را از راه حق و حقیقت و مبارزه و جهاد بازدارد.
مشکلاتی بس از این بزرگتر بر پیامبران و بزرگان و مجاهدان آمده است اما هرگز سبب خاموش شدن حق نشده است بلکه این مصیبت بزرگ عزم ما را برای مبارزه و جهاد راسخ تر نموده و این قربانی بزرگ راه عزت و آزادی را برای ملت بلوچ و جامعه اهلسنت فراهم خواهد کرد.
این مصیبت گرچه بزرگ است اما آنطور که رژیم ادعا می کند نیست بلکه رهبر محبوب ما صدها جوان را تربیت نموده و پرورش داده است و جنبش با اقتدار کامل و تام به راهش ادامه خواهد داد و جهان خواهد دید که فرزندان غیور بلوچستان چه پاسخی به رژیم ایران می دهند و رژیم باید منتظر حملاتی باشد که هرگز به فکر و خیالش هم نبوده است.
جنبش به رژیم هشدار می دهد و باز هم هشدار می دهد که بداند امروز بلوچستان کاملا عبدالمالک شده است وعبدالمالک یک فرد نیست بلکه یک نظریه و تفکر و اندیشه است که هرگز از بین نخواهد رفت و بزودی رژیم و مزدورانش در منطقه این حقیقت را درخواهند یافت.
خودکشی و مرگ سه زن در کردستان
خبرگزاری هرانا - در طی روزهای گذشته دو زن و یک دختر در مناطق کردنشین اقدام به خودکشی کرده و جانباختند.
در روز بیست و یک بهمن ماه، در شهر مریوان " مهرانه شریفی" به دلایل مشکلات اجتماعی اقدام به خود کشی " حلق آمیز" نمود و طی این اقدام جان خود را از دست داد، نامبرده سال گذشته ازدواج کرده بود.
همچنین روز پنج شنبه مورخه بیست و نه بهمن ماه ، " ویدا عزیزیانی " دختر کرد سنندجی که هفته قبل از آن به دلایل مشکلات خانوادگی اقدام به خودسوزی کرده بود، به دلیل شدت جراحات در بیمارستان بعثت شهر سنندج جان خود را از دست داد.
در ادامه پدیده خودسوزی زنان در کردستان ، یک زن دیگر اهل تازآباد از توابع شهر جوانرود به نام" رعنا" که صاحب هفت فرزند نیز بود اقدام به خودسوزی کرده و در دم جانباخت.
پدیده خودسوزی در مناطق کردنشین به دلیل عدم حمایت قانون گذار و سنت های رایج در منطقه در سطح بالایی در جریان است.
موسوی، مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی بهزیستی امروز در گفت و گو با خبرگزاری مهر اعلام کرد:" بر اساس آمارهای بهزیستی آمار خودکشی 7 عدد در 1000 نفر در زیر 30 سال در کشور است"
بازداشت دو شهروند کرد در شهر پاوه
دو شهروند کرد در شهر پاوه روز 29 بهمن ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
خبرگزاری هرانا - مولود فتحی و واسیع حاتمی در یورش ماموران اطلاعاتی و امنیتی به منزل ایشان در شهر پاوه بازداشت شدند.
به گزارش هرانا، روز پنج شنبه مورخه بیست و نه بهمن ماه، نیروهای امنیتی در شهر پاوه به خانه دو شهروند کرد به نامهای " مولود فتحی و واسیع حاتمی " یورش برده و اقدام به بازداشت نامبرده گان می کنند.
تا لحظه مخابره این خبر از علت و اتهام بازداشت این شهروندان اطلاعی بدست نیامده است.
بیانیه مادران عزادار؛ مادران را آزاد کنید
انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
مادران را آزاد کنید
بیش از 14 روز است که 7 تن از مادران در زندان اوین بسر می برند و طی این مدت از هر گونه ملاقاتی محروم بودند و فقط یک یا دوبار با خانواده تماس کوتاه تلفنی داشتند .
دوستانمان در شبانگاه 17 و 19 بهمن با یک حکم کلی که به تاریخ 14 بهمن بود توسط ماموران اطلاعات دستگیر و راهی بند 209 اوین شدند و تاکنون هیچ جرم مشخصی برایشان تفهیم نشد . راستی چه میتوانند بگویند ؟ آیا مادر بودن جرم است ؟ در کدام قانونی می توان مادر بودن و پرسیدن از حال و روز فرزندان دربند این مرز و بوم و درخواست برای معرفی عاملان و آمران قاتلان زندگی را جرم دانست ؟
کسانی که حکم به بند کشیدن مادران را صادر می کنند بیهوده در تلاشند ، هیچ مادری مرگ فرزند خود را فراموش نمی کند و نخواهد بخشید . چه کوته فکرند آنان که بر این باورند با توهین ، ضرب و شتم ، تهدید و زندانی کردن و قراردادنمان در بندهای انفرادی و فشار آوردن های پیاپی ، فراموش می کنیم که پاک ترین فرزندان این مرزوبوم به خاطر حق مسلم بشری انتقاد و اعتراض در خیابانها به گلوله بسته می شوند ، از بالای ساختمان ها و پل ها پرت می شوند ، زیر خودروهای نیروهای انتظامی له می شوند ، در زندانها مورد تعدی و شکنجه قرار می گیرند و زیر شکنجه های بی رحمانه کشته می شوند !
روسا و مسئولان قوه قضائیه !
شما را چه می شود ؟ چرا امر کنندگان به قتل و قاتلان آزادند و هر روز جنازه ای دیگر بر جنازه ها می افزایند و شاکیان نه تنها جواب پرسشهای خود را نمی گیرند بلکه به بند کشیده می شوند ؟ تا کی خشونت طلبان فرصت جولان دهی خواهند داشت ؟ جرم مادران چیست که با دیدن تمام بی رحمیها که فقط یک نمونه از آن کافیست تا عرش آسمان را به لرزه در آورد ، هیچگاه از مسیر قانون خارج نشده و تمامی مساعی خود را به کار می برند تا از مسیر کاملا قانونی و در نهایت بردباری و درایت ولی مصمم و پرصلابت خواستار محاکمه عادلانه قانون شکنان و قاتلان و سلب اختیار از تمامی خشونت طلبان هستند ؟
ما مادران بار دیگر اعلام می کنیم که هیچگاه ظلمهایی که بر فرزندان این مرزوبوم روا گشت فراموش نمی کنیم و نخواهیم بخشید و پیگیرانه خواستاریم هیچکس و هیچ نهادی در حصار امنی بجز قانون قرار نگیرد و هیچ انسانی که در چارچوب قوانین زندگی میکند ، احساس ناامنی نکند .
مادران عزادار
- 2/12/1388
حامیان مادران عزادار تحت فشار شدید برای اعترافات دروغین
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حامیان مادران عزادار در بند مخوف 209 زندان اوین تحت شکنجه های شدید روحی برای گرفتن اعترافات دروغین قرار دارند.
بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن آنها اتهامات واهی به آنها نسبت میدهند و از آنها می خواهند که این اتهامات را بپذیرند و در غیر اینصورت آنها را تحت شکنجه های شدیدتر روحی و جسمی قرار خواهندداد.
بازجویان ولی فقیه بازجوئی خود را بردو مبنا قرار داده اند.مبنای اول بازجوئی از مسائل شخصی و خانوادگی مادران متمرکز شده است و از این طریق سعی دارند که فشارهای روحی را بر آنها افزایش دهند و هر چیزی را که بازجویان به آنها دیکته می کنندو می خواهند را باید بپذیرند در غیر این صورت به آنها گفته می شود که با ما همکاری نمکنید وبر تهدیدات خود مبنی بر نسبت دادن اتهامات سنگین تر می افزایند.در این بخش از بازجوئیها بطرز رذیلانه ای وارد خصوصی ترین مسائل زندگی آنها می شوند و از الفاظ تحقیر کننده و ناشایست علیه بعضی از آنها بکار برده می شود و از این طریق سعی در تحقیر و توهین و در هم شکستن روحیه آنها دارند.آنها تلاش دارند که داشتن جی میل و اسکیب بر روی کامپیوتر مادران را جرم القاء کنند.
مبنای دوم آنها اعتراضاتی که مادران عزادار هر هفته در پارک لاله برگزار می کنند و خواستار شناسائی و محاکمه آمرین و عاملین کشتارهای اخیر مردم ایران هستند.بازجویان این خواست به حق و اعتراضات آنها را شرکت در تجمعات غیر قانونی عنوان می کنند و تاکید بر جرم القاء کردن آن را دارند از این طریق سعی در پرونده سازی علیه آنها دارند.بازجویان همچنین ارتباطات شخصی بین مادران را مورد بازخواست قرار می دهند و به دروغ به هر کدام از آنها چیزی گفته می شود و سعی در ایجاد جو بی اعتمادی نسبت به همدیگر دارند.بازجویان به آنها گفته اند دستگیری شما برای جمع کردن اعتراضات مادران عزادار می باشد.
فشارهای و تهدیدات جنایتکارانه و غیر انسانی علیه حامی جوان مادران عزادار خانم الهام احسنی بیشتر از سایرین متمرکز شده است. بازجویان وقاحت را به حدی رسانده اند که به او فشار می آورند که مسیر زندگی حصوصی خود را باید تغییر دهد. آنها سعی دارند با فشارهای طاقت فرسا و غیر انسانی از او اعترافات غیر واقعی برای پرونده سازی بگیرند.خانم احسنی از لحظه دستگیر بطور مستمر و طولانی تحت بازجوئی قرار دارد.بازجوئی از او اکثرا در شب صورت می گیرد.شرایط مشابهی علیه خانم ژیلا کرم زاده مکوندی و دکتر لیلا سیف الهی و خانم فاطمه رستگاری بکار برده می شود.
سربازجویانی که در شکنجه های روحی و تهدیدات و بازجوئی طولانی شبانه علیه حامیان مادران عزادار شرکت دارند،سعید شیخان و فردی با نام مستعار علوی و... که در درنده خوئی و وحشیگری شهرت خاص دارند.این افراد بیش 25 سال که بازجو هستند و در شکنجه وقتل و تجاوز به هزاران زندانی مستقیما نقش داشته و دارند و اعمال ضدبشری آنها از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت می باشند.این افراد همچنین حکم هر زندانی سیاسی را خود تعیین می کنند و فشارهای بعدی علیه زندانیان سیاسی که دوران محکومیت خود را می گذرانند توسط آنها تعیین می شود اعمال غیر انسانی این افراد در سازمانهای جهانی حقوق بشر به ثبت رسیده و تا به حال تعداد زیادی از زندانیان سیاسی رفتارهای جنایتکارانه آنها را برای گزارشگران شکنجه سازمان ملل متحد ارسال و یا حضوری بیان کرده اند.
درحال حاضر حداقل 6 نفر از حامیان مادران عزادار در بازداشت بسر می برند که نام بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:
1- خانم ام بنین ابراهیمی ملقب به گلی 49 ساله متاهل و داردی 2 فرزند می باشند او بامداد یکشنبه 17 بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل شخصی اش دستگیر شد.
2-خانم الهام احسنی 27 ساله کارشناس درمان عمومی، او همچنین از فعالین حقوق کودکان کار و خیابانی و از یاری دهندگان به زنانی که مبتلا به ویروس آچ .آی .وی است.خانم احسنی دوشنبه شب 19 بهمن ساعت 22:30 دستگیرو بند 209 زندان اوین منتقل شد.
3- خانم ژیلا کرم زاده مکوندی 49 ساله، دوشنبه شب 19بهمن حوالی ساعت 23:30 دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد.
4 .دکتر لیلا سیف الهی دوشنبه شب 19 بهمن دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
5-خانم فاطمه رستگاری متاهل و دارای 2 فرزند می باشد دوشنبه شب دستگیر و به بند 209 زندان اوین متقل شدند
6 خانم فرزانه زینالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد او 19 دی ما ه به منظور شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله بود که در مسیر توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد.
خانواده های حامیان مادران از روز دستگیری تا کنون بصورت روزانه به دادگاه انقلاب ، دادستانی و زندان اوین مراجعه می کنند ولی از پاسخگویی خوداری می کنند و به آنها گفته می شود که هنوز پرونده آنها تکمیل نشده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش شبانه به منازل حامیان مادران عزادار،دستگیری، بازجوئیهای شبانه و طولانی ،شکنجه های روحی شیدی برای گرفتن اعترافات غیر واقعی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه زنان و دستگیریهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط مادران عزادار است.
04 اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر زنان سازمان ملل متحد
گزارشگر شكنجه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
احتمال ربودن هواپیمای حامل ریگی در آسمان خلیج فارس
ایسنا: رييس كل دادگستري سيستان و بلوچستان در تشريح نحوه دستگيري عبدالمالك ريگي، اظهار كرد: ريگي در حال مسافرت به يكي از كشورهاي حوزهي خليج فارس بود و از آنجا كه از كريدور هوايي ايران استفاده ميكرد اين موضوع شناسايي و هواپيما در يكي از مراكز استانهاي كشور به زمين نشست و وي دستگير شد.
ابراهيم حميدی تصريح كرد كه كشور پاكستان در اين زمينه كمكي نكرده است.
از سوی دیگر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی به تلویزیون پرس تی وی گفته آمریکايی ها یک گذرنامه افغانی به ریگی داده بودند و او با این گذرنامه تردد می کرده است.
هشدار رفسنجانی در باره حمله نظامی آمریکا به رژیم
ایسنا: هاشمي رفسنجاني صبح روز سهشنبه در نشست مجلس خبرگان گفت، آمریکايیها اخیرا حرف هایی زدند که سابقه نداشت و تا آن روز نشنيده بوديم بگويند ايران به سمت ديكتاتوري نظامي ميرود و اين حرف مهمي بود كه آنها زدند. درست در همين زمان گزارش بسيار تلخ و منفي مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارايه شد. ما سابقا از آقاي البرادعي گلهمند بوديم كه چرا آنطور گزارشهاي خود را ارايه ميكردند، ولي اين آقا همه آنچه كه ادعاي غرب درباره برنامه هستهيي ايران بود به صورت كاملا رسمي در گزارش خود آورد و صريحا اظهار كرد كه ما نميتوانيم به صلحآميز بودن برنامه هستهيي ايران مطمئن باشيم. نكته جالب اين است كه بلافاصله پس از رسيدن اين گزارش به شوراي حكام، دولتهاي غربي كه انگار خود را آماده كرده بودند، از اين گزارش استقبال كردند و نشان دادند چه چيزي پشت اين قضيه است. بر همين اساس تعبيرهايي مانند اجراي تحريمهاي فلجكننده عليه ايران را به كار بردند و سياسيون ميدانند كه تعبير تحريم فلجكننده به چه معني است. هيچ وقت به اين شكل نديده بوديم كه رفتار كنند. آمریکايیها حرفهايي كه زدند نشان ميدهد كه آنها به دنبال اين هستند كه ناكاميهاي خود در منطقه را به پاي ايران بنويسند و اين طور وانمود كنند كه تمام هزينههاي جاني و مالي كه به ملت آمريكا و كشورهاي اروپايي وارد شده توسط ايران به آنها تحميل شده و ايران به دنبال تقويت تروريسم است.
حامیان مادران عزادار تحت فشار شدید برای اعترافات دروغین
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حامیان مادران عزادار در بند مخوف 209 زندان اوین تحت شکنجه های شدید روحی برای گرفتن اعترافات دروغین قرار دارند.
بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن آنها اتهامات واهی به آنها نسبت میدهند و از آنها می خواهند که این اتهامات را بپذیرند و در غیر اینصورت آنها را تحت شکنجه های شدیدتر روحی و جسمی قرار خواهندداد.
بازجویان ولی فقیه بازجوئی خود را بردو مبنا قرار داده اند.مبنای اول بازجوئی از مسائل شخصی و خانوادگی مادران متمرکز شده است و از این طریق سعی دارند که فشارهای روحی را بر آنها افزایش دهند و هر چیزی را که بازجویان به آنها دیکته می کنندو می خواهند را باید بپذیرند در غیر این صورت به آنها گفته می شود که با ما همکاری نمکنید وبر تهدیدات خود مبنی بر نسبت دادن اتهامات سنگین تر می افزایند.در این بخش از بازجوئیها بطرز رذیلانه ای وارد خصوصی ترین مسائل زندگی آنها می شوند و از الفاظ تحقیر کننده و ناشایست علیه بعضی از آنها بکار برده می شود و از این طریق سعی در تحقیر و توهین و در هم شکستن روحیه آنها دارند.آنها تلاش دارند که داشتن جی میل و اسکیب بر روی کامپیوتر مادران را جرم القاء کنند.
مبنای دوم آنها اعتراضاتی که مادران عزادار هر هفته در پارک لاله برگزار می کنند و خواستار شناسائی و محاکمه آمرین و عاملین کشتارهای اخیر مردم ایران هستند.بازجویان این خواست به حق و اعتراضات آنها را شرکت در تجمعات غیر قانونی عنوان می کنند و تاکید بر جرم القاء کردن آن را دارند از این طریق سعی در پرونده سازی علیه آنها دارند.بازجویان همچنین ارتباطات شخصی بین مادران را مورد بازخواست قرار می دهند و به دروغ به هر کدام از آنها چیزی گفته می شود و سعی در ایجاد جو بی اعتمادی نسبت به همدیگر دارند.بازجویان به آنها گفته اند دستگیری شما برای جمع کردن اعتراضات مادران عزادار می باشد.
فشارهای و تهدیدات جنایتکارانه و غیر انسانی علیه حامی جوان مادران عزادار خانم الهام احسنی بیشتر از سایرین متمرکز شده است. بازجویان وقاحت را به حدی رسانده اند که به او فشار می آورند که مسیر زندگی حصوصی خود را باید تغییر دهد. آنها سعی دارند با فشارهای طاقت فرسا و غیر انسانی از او اعترافات غیر واقعی برای پرونده سازی بگیرند.خانم احسنی از لحظه دستگیر بطور مستمر و طولانی تحت بازجوئی قرار دارد.بازجوئی از او اکثرا در شب صورت می گیرد.شرایط مشابهی علیه خانم ژیلا کرم زاده مکوندی و دکتر لیلا سیف الهی و خانم فاطمه رستگاری بکار برده می شود.
سربازجویانی که در شکنجه های روحی و تهدیدات و بازجوئی طولانی شبانه علیه حامیان مادران عزادار شرکت دارند،سعید شیخان و فردی با نام مستعار علوی و... که در درنده خوئی و وحشیگری شهرت خاص دارند.این افراد بیش 25 سال که بازجو هستند و در شکنجه وقتل و تجاوز به هزاران زندانی مستقیما نقش داشته و دارند و اعمال ضدبشری آنها از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت می باشند.این افراد همچنین حکم هر زندانی سیاسی را خود تعیین می کنند و فشارهای بعدی علیه زندانیان سیاسی که دوران محکومیت خود را می گذرانند توسط آنها تعیین می شود اعمال غیر انسانی این افراد در سازمانهای جهانی حقوق بشر به ثبت رسیده و تا به حال تعداد زیادی از زندانیان سیاسی رفتارهای جنایتکارانه آنها را برای گزارشگران شکنجه سازمان ملل متحد ارسال و یا حضوری بیان کرده اند.
درحال حاضر حداقل 6 نفر از حامیان مادران عزادار در بازداشت بسر می برند که نام بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:
1- خانم ام بنین ابراهیمی ملقب به گلی 49 ساله متاهل و داردی 2 فرزند می باشند او بامداد یکشنبه 17 بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل شخصی اش دستگیر شد.
2-خانم الهام احسنی 27 ساله کارشناس درمان عمومی، او همچنین از فعالین حقوق کودکان کار و خیابانی و از یاری دهندگان به زنانی که مبتلا به ویروس آچ .آی .وی است.خانم احسنی دوشنبه شب 19 بهمن ساعت 22:30 دستگیرو بند 209 زندان اوین منتقل شد.
3- خانم ژیلا کرم زاده مکوندی 49 ساله، دوشنبه شب 19بهمن حوالی ساعت 23:30 دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد.
4 .دکتر لیلا سیف الهی دوشنبه شب 19 بهمن دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
5-خانم فاطمه رستگاری متاهل و دارای 2 فرزند می باشد دوشنبه شب دستگیر و به بند 209 زندان اوین متقل شدند
6 خانم فرزانه زینالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد او 19 دی ما ه به منظور شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله بود که در مسیر توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد.
خانواده های حامیان مادران از روز دستگیری تا کنون بصورت روزانه به دادگاه انقلاب ، دادستانی و زندان اوین مراجعه می کنند ولی از پاسخگویی خوداری می کنند و به آنها گفته می شود که هنوز پرونده آنها تکمیل نشده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش شبانه به منازل حامیان مادران عزادار،دستگیری، بازجوئیهای شبانه و طولانی ،شکنجه های روحی شیدی برای گرفتن اعترافات غیر واقعی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه زنان و دستگیریهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط مادران عزادار است.
04 اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر زنان سازمان ملل متحد
گزارشگر شكنجه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
یکی از بازداشت شدگان عاشورا به 8 سال حبس محکوم شد
یکی از بازداشت شدگان وقایع روز عاشورا از سوی دادگاه انقلاب به تحمل حبس محکوم شد.
خبرگزاری هرانا - سینا گلچین از بازداشت شدگان روز عاشورا از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 8 سال حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش هرانا، سینا گلچین از متهمان وقایع عاشورا که در منزلش بازداشت و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد، پس از تهدید و تطمیع از سوی ماموران وزارت اطلاعات و اقرار به کارهای ناکرده در شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل 8 سال حبس محکوم شده است.
سینا گلچین در هنگام محاکمه فاقد وکیل مدافع بوده، و تنها پس از صدور حکم زندان، خانواده وی موفق به اخذ وکیل و پیگیری درخواست تجدید نظر این زندانی شده اند.
گسترش ابعاد فرار مغزها از ایران
رادیو آلمان: در حالیکه محمود احمدینژاد مساله فرار مغزها از ایران را همواره تکذیب کرده است، مجلس شورای اسلامی مجبور شده برای بررسی راههای جلوگیری از مهاجرت بیشتر نخبگان، یک کمیته ویژه تشکیل دهد.
محمود احمدینژاد در سالهای میانی نخستین دوره ریاست جمهوری خود، مساله مهاجرت نخبگان را تکذیب کرد. وی در آن زمان گفت:«برخیها با تعبیر غلط از عنوان فرار مغزها استفاده میکنند. ما، فرار مغز نداریم.»
برخلاف نظر احمدینژاد، صندوق بینالمللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان، مقام نخست را دارد.
کمیته ویژه مجلس
مهاجرت نخبگان، در سایه سیاستهای دولت احمدینژاد، اکنون به یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ایران تبدیل شده است، تا جائی که مجلس شورای اسلامی مجبور شده برای بررسی این موضوع یک کمیته ویژه تشکیل دهد.
علیرضا سلیمی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه سوم اسفند به خبرگزاری فارس گفت:«در جلسه روز یکشنبه کمیسیون آموزش و تحقیقات، بحث مهاجرت نخبگان با حضور نمایندگانی از وزارت امورخارجه، علوم، آموزش و پرورش، بهداشت و اطلاعات مورد بررسی قرار گرفت.»
به گفته عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات، کمیته ویژهای که به پیشنهاد این کمیسیون تشکیل شده وظیفه دارد با حضور وزارتخانههای مسئول مساله مهاجرت نخبگان را بررسی و برای جلوگیری از آن چارهاندیشی کند.
فرار دانشمندان سلولهای بنیادین
سلیمی به خبرگزاری فارس گفت:«افزایش امنیت شغلی، اصلاح نظام مدیریت، حفظ حریم مراکز دانشگاهی، ایجاد تسهیلات برای دانشمندان ایرانی مقیم خارج از کشور و اصلاح نظام آموزشی، از جمله راهکارهایی بود که در نشست کمیسیون آموزش و تحقیقات ارائه شد.»
همزمان با اظهارات نماینده مجلس، حمید گورائی رئیس پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی نیز هشدار داد که دانشمندان رشته سلولهای بنیادین ایران هر روز بیشتر از گذشته جذب کشورهای عربی و دیگر نقاط جهان میشوند.
در کنگره جهانی سلولهای بنیادین، که تیرماه سال جاری در اسپانیا برگزار شد، ایران پس از اسرائیل پیشروترین کشور خاورمیانه در رشته سلولهای بنیادین شناخته شد. به گفته حمید گورائی، اکنون بهترین دانشگاههای دنیا با دانشمندان ایرانی این رشته تماس میگیرند و میکوشند آنان را به سوی خود جذب کنند».
فرار سالی ۱۸۰ هزار تحصیلکرده
به استناد گزارش سال ۲۰۰۹ صندوق بینالمللی پول، سالانه ۱۸۰ هزار نیروی آموزشدیده از ایران مهاجرت میکنند.» صندوق بینالمللی پول در گزارش خود تاکید کرده است که فرار ۱۸۰ هزار نیروی آموزش دیده، به معنای خروج سالانه ۵۰ میلیارد دلار ارز از کشور است.
گزارش صندوق بینالمللی پول میگوید: «هماکنون بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک و بیش از ۱۷۰ هزار ایرانی دارای تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی میکنند».
هفتهنامه سازمان مدیریت و برنامهریزی ایران، سال گذشته نوشت: «از ۱۲۵ دانشآموز ایرانی که ظرف ۳ سال گذشته در المپیادهای جهانی کسب رتبه کردند، ۹۰ نفر آنها هم اکنون در آمریکا مشغول تحصیل هستند.»
مشاور رسانه ای احمدی نژاد: با پارازيت ماهواره مخالفم
روزنامه اعتماد: حمله شديد کلهر به سياست هاي فرهنگي دولت
«کم توجهي به سند چشم انداز ضعف دولت نهم بود؛ عهد من با احمدي نژاد آزادي انتقاد بود؛ فقط يک مشاورم، قدرت اجرايي ندارم؛ دولت نهم از فرهنگ غافل شد؛ به تيم فرهنگي دولت خوش بين نيستم؛ عدم امنيت روزنامه نگاران توطئه دشمن است؛ پارازيت يک راهبرد غلط است؛ کاربلدها در فرهنگ نيستند؛ نخل در اتاق شيشه يي به بلوغ نمي رسد؛ محروم کردن يک خبرگزاري قانونمند از حضور در دولت رفتار عجيبي است.» اين جملات انتقادي از سوي مهدي کلهر مشاور رسانه يي احمدي نژاد بيان شده است. او در گفت وگو با مهر بارها روي صراحتش تاکيد کرده است؛ «من تنها کسي هستم که در دولت قبلي توافقم با آقاي احمدي نژاد اين بود که به شرطي همراه دولت خواهم بود که له يا عليه دولت شما هر جا که نظري داشتم، اظهارنظر کنم و ايشان به تنها کسي که اين اجازه را داد من بودم. از اين جهت هم پيش خدا و خود ايشان روسفيد هستم و از ايشان هم که از من ايراد نگرفتند، متشکرم.» کلهر در پاسخ به اين سوال که چرا اين تفکرات شما در کل مسوولان دولت ديده نمي شود، گفت؛ «بنده يک آدم هستم و سمت مشاور دارم. نه قدرت اجرايي دارم و نه مي خواستم داشته باشم. شما هم از يک نفر انتظار يک نفر را داشته باشيد. ما بايد هر کدام به اندازه سهم مان کارمان را انجام دهيم و به اندازه سهم مان خطر کنيم. بنده براي اينکه اين حرف ها را بزنم هم حقوقم را در سازمان صدا و سيما کم کردند، هم کلي خرج روي دستم گذاشتم و هم زندگي ام را نابود کردم و... و تا روزي که نفس داشته باشم اينها را مي گويم. چون فکر مي کنم بنده عمرم را کرده ام و نسبت به نسل آينده نبايد دروغ بگويم و نسبت به شهدا و جانبازان بسيار شرمنده ام و در پيشگاه خداوند سرافکنده.» او در ادامه گفت؛ «من هم آدم هستم. ممکن است روزي بفهمم که اشتباه کرده ام اما خدا را شاهد مي گيرم که به هر چيزي که مي گويم عميقاً اعتقاد دارم و به همين خاطر است که موقع تقسيم پست معمولاً چهار پنج ماه مي گذارم مي روم.» او در بخش ديگري از سخنانش بار ديگر بر صراحتش تاکيد کرد؛ «بنده حرفم را راحت مي زنم. بنده راجع به انتخابات هم حرفم را راحت زدم. من معتقدم بايد از بدنه اجتماعي موج سبز تشکر کرد. اين بدنه احساس کرد در مملکت فساد است و خودش را به خطر انداخت. آنکه مي آيد بيانيه مي نويسد بر اساس يکسري باور اين کار را مي کند و اين - حتي اگر باور غلطي باشد- بسيار باارزش تر از آن کسي است که براي سلامت خود ساکت مي نشيند و چيزي نمي گويد.»
با پارازيت ماهواره مخالفم
او در بخش ديگري از حرف هايش درباره کارنامه تيم فرهنگي دولت نهم گفت؛ «عملکرد دولت نهم فضاي انتقاد دارد. دولت نهم بيشتر به سمت آسفالت کردن و جاده و کارخانه سازي رفت و از مقوله فرهنگ غافل شد. به عنوان مثال کاري روي قانون مطبوعات صورت نگرفت. قانون مطبوعات در کشور ما خيلي خطرناک است. روزنامه نگار نبايد فضاي رعب و ترس داشته باشد و بايد از امنيت شغلي برخوردار باشد. چه معني دارد وقتي اشتباهي در يک رسانه رخ مي دهد کل آن رسانه به تعطيلي کشيده مي شود. اين قانون نياز به بومي سازي دارد. تايپيست و خانواده او را نبايد با جرم سردبير تنبيه کرد.» مشاور رسانه يي احمدي نژاد اضافه کرد؛ «اگر من و شما بخواهيم کار رسانه يي انجام دهيم بايد از امنيت کافي برخوردار باشيم. اين عدم امنيت رسانه يي توطئه دشمن است. چرا روزنامه نگاري ناپايدارترين شغل در کشور است. چرا در ايران بايد با قطع حقوق، نفس تفکر روزنامه نگار را بريد. خيلي عجيب است که يک خبرگزاري که نزديک ترين خبرگزاري به انقلاب است اولين خبرگزاري است که از سوي دولت تنبيه مي شود يا خبرگزاري که کاملاً منطبق بر رسالت رسانه يي خود فعاليت مي کند از پوشش اخبار رياست جمهوري محروم شود،» کلهر ادامه داد؛ «در بخش فرهنگي بسيار ضعيف عمل کرده ايم. به عنوان مثال وقتي راجع به خانمي که حجابش داراي مشکل است صحبت مي کنيم اين سوال مطرح مي شود که آيا اين خانم آسيب ديده فرهنگي است يا آسيب فرهنگي؟ به طور حتم آسيب ديده فرهنگي است و حال اين سوال مطرح مي شود که آيا با آسيب ديده فرهنگي همانند آسيب فرهنگي بايد برخورد کرد؟ يعني با بيمار همان برخوردي بايد بشود که با خود بيماري و ميکروب مي شود؟» مشاور رسانه يي احمدي نژاد گفت؛ «شما به فرزندتان از نوزادي چندين واکسن مي زنيد تا مقاوم بماند. سوال اين است که چرا در فرهنگ واکسن زده نمي شود. چرا متاسفانه امروزه واکسن فرهنگي زده نمي شود. البته خوشبختانه اين موضوعات را در دولت نهم به خوبي با آقاي احمدي نژاد مطرح و اثراتش در زمينه فرهنگي را مشاهده کردم. به عنوان مثال رئيس جمهور با وزير فرهنگ پيشين درباره بستن دو روزنامه برخورد جدي کرد اما تربيت غلط مديران فرهنگي طي سال ها با يکي دو حرکت يا مصاحبه تغيير نمي کند.» کلهر با تاکيد بر اينکه راهبرد قرار دادن سانسور احمقانه است، گفت؛ «من با پارازيت ماهواره به عنوان يک راهبرد مخالفم و سانسور را به عنوان راهبرد قبول ندارم زيرا مديران فرهنگي 30 سال است که به سانسور و پاک کردن صورت مساله فکر مي کنند همه چيز خوب و درست است،»
اجراي ارکستر سمفوني در اروپا زيره به کرمان بردن است
او در بخش هاي زيادي از اين مصاحبه از سياست هاي فرهنگي دولت دهم به شدت انتقاد کرد؛ «تيم فرهنگي دولت دهم موفق نيست. مدير هنري ميز و صندلي نيست، شناخت عرصه مخاطب و توانايي هاي مختلف است. هنوز هم معتقد هستم از ديد بسياري از مسوولان و بزرگان کار هنري و فرهنگي نوعي زنگ تفريح است نه يک کار مهم و جدي.» کلهر درباره اجراي ارکستر سمفونيک تهران در اروپا نيز اظهارنظر کرد؛ «اين ارکستر به نوعي زيره به کرمان بردن است و من به اين جهت با اجراي اين ارکستر در اروپا مخالف بودم.» او در ادامه گفت؛ «هر هنرمند و هر گروه و ارکستري بايد ابتدا عرصه مخاطب و توانايي هاي خود را به خوبي بشناسد و بداند براي کي و کجا مي خواهد برنامه اجرا کند و با چه بضاعتي پاي بر صحنه مي گذارد و اگر اين دو را خوب بشناسيم در انجام رسالتي که بر عهده مان هست، موفق خواهيم شد و من فکر نمي کنم اجراي اين ارکستر در اروپا با توجه به اين دو مولفه صورت گرفته باشد.» کلهر در بخش ديگري از سخنانش گفت؛ «متاسفانه بسياري از مسوولان کشور ما سياستمدار گلخانه يي هستند. گلخانه را فقط براي کشت نشا به کار مي گيرند تا گياه در زمستان سرمازده نشود اما مي خواهند نخل را زير شيشه پرورش دهند،» مشاور احمدي نژاد گفت؛ «من اين موضوعات را به آقاي احمدي نژاد گفته ام و او به خوبي متوجه اين موارد شده است اما آقاي احمدي نژاد يک نفر است. متاسفانه ديگران متوجه اهميت اين مطالب نشدند. آقاي وزيري با کارهايش خيلي مشکل ايجاد مي کرد اما آقاي وزير بي تقصير بود. او در گلخانه بزرگ شده بود. وزراي ديگري هم داريم نه مربوط به اين دولت بلکه در طول دولت ها که در گلخانه بزرگ شده اند. نه تنها وزير بلکه بسيار نماينده مجلس و وکيل ما هم گلخانه يي هستند.» مشاور رسانه يي رئيس جمهور در پاسخ به اين سوال که شما که به رئيس جمهور نزديک هستيد چرا در تيم فرهنگي وي قرار نگرفته ايد، گفت؛ «قبل از دولت دهم به من وزارت ارشاد پيشنهاد شد اما من نمي توانستم بپذيرم و به همين دليل موقع تعيين کابينه مدت ها در دولت حضور نداشتم. جناب ثمره هاشمي نيز به من گفتند وزير ارشاد مي خواهد که من چند نفر را معرفي کردم. البته در نهايت هيچ کدام از آنها وزير نشدند،»
تقاضای کمک مالی برای خرید حکم اعدام یک زن
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان: محبت محمودی که به جرم قتل یک مرد و پس از تحمل نه سال زندان، حکم اعدامش به تایید دیوان عالی رسیده و در 20 تیرماه سالجاری در زندان ارومیه به وی ابلاغ گردیده بود با ارسال نامه ای به دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و با اعلام اینکه «شاکیانش حاضر به دادن رضایت در قبال دریافت دیه شده اند» از مردم ایران تقاضای کمک مالی برای پرداخت دیه و خرید حکم اعدامش نمود.
وی در نامه ی ارسالی اش به دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ضمن اشاره به وضعیت بد اقتصادی خود و خانواده اش نوشته است که قادر به تامین و پرداخت مبلغ تعیین شده به عنوان دیه نمی باشد لذا از مردم ایران تقاضای کمک مالی جهت پرداخت دیه را دارد.
در بخشی از نامه ی محبت محمودی آمده است: «حدود ده سال است که به اتهام قتل عمد (دفاع از ناموس) در بند نسوان ندامتگاه مرکزی ارومیه زندانی می باشم و به قصاص محکوم گردیدم اما چندی است که شاکیانم تقاضای دیه در قبال رضایت نموده اند.»
این زن زندانی در ادامه نامه اش نوشته است: «متاسفانه بنده هیچ گونه ثروت و دارایی ندارم تا به عنوان دیه به شاکیانم پرداخت نمایم. همسرم پیر و بیمار است. فرزندانم نیز بعضی کوچک اند. آنهایی هم که بزرگ هستند توانایی تهیه ی مبلغ دیه را ندارند. خودم نیز در زندان دچار انواع بیماریها از جمله روماتیسم، میگرن و درد معده شده ام. همچنین از ناراحتی اعصاب رنج می برم. من دیگر توان تحمل حبس را ندارم. فرزندانم تمام این سالها را علیرغم نیازشان به مادر، بدون حمایت من سپری نموده اند و سختیها و مشکلات زیادی را متحمل شده اند.»
در پایان نامه ی خانم محمودی خطاب به ملت ایران آمده است: «از مردم ایران عاجزانه استدعا دارم تا برای تامین مبلغ دیه به هر شکل و به هر میزانی که می توانند کمک نمایند تا بتوانم بعد از ده سال حبس بالاخره به کانون گرم خانواده ام بازگردم.»
گفتنی است؛ محبت محمودی بر اساس اظهارات خودش از سال 1379 به جرم قتل مردی که قصد تجاوز به وی را داشته در بند نسوان ندامتگاه مرکزی ارومیه زندانی بوده است.
این زن متاهل پس از تحمل 9 سال زندان سرانجام توسط دادگاه ارومیه در آستانه ی اعدام قرار گرفت که حکم قطعی اعدام او توسط دیوان عالی نیز تایید گردید. تایید حکم اعدام نامبرده توسط دیوان عالی در 20 تیر ماه سالجاری در زندان ارومیه به وی ابلاغ گردید که مقرر شده بود با دستور قوه ی قضائیه به اجرا در بیاید.
همچنین اطلاعات وی جهت تماس و پیگیری بر اساس آنچه که در نامه نوشته شده است به شرح ذیل می باشد:
آدرس : اروميه - ديزج سياوش - بن بست 8 متري- پلاك242
شماره همراه پسرش (ناصر): 4753-939-0914
شماره پرونده:81/0831
شورای امنیت در آستانه تصمیم گیری در باره رژیم تهران
سایت عصر ایران: سفیر کویت در سازمان ملل متحد گفت: وضعیت روابط میان ایران و کشورهای بزرگ در زمینه برنامه هسته ای تهران به شدت نگران کننده است و هم اکنون رویکرد افزایش مجازات ها علیه ایران در شورای امنیت وجود دارد.
وی که با روزنامه کویتی الانباء گفت وگو می کرد، ادامه داد: برنامه ایران برای افزایش نسبت غنی سازی اقدامی در راستای افزایش تنش هاست . امیدواریم ایران با حکمت به اجرای قطعنامه های شورای امنیت به ویژه در زمینه توقف غنی سازی اورانیوم تن دهد تا تنش افزایش نیابد و وضعیت به درگیری یا مجازات های همه جانبه نرسد.
سفیر کویت در سازمان ملل متحد اضافه کرد : اگر شورای امنیت قطعنامه ای را درباره افزایش مجازات ها علیه ایران صادر کند کویت راهی جز پایبندی به اجرای این قطعنامه نخواهد داشت. این مجازات ها نه تنها به ایرانی ها بلکه به همه منطقه آسیب می زند.
وی تاکید کرد: کویت خواهان آن نیست که به این مرحله برسیم و بارها نیز این مطلب را اعلام کرده ایم که مخالف اقدام نظامی هستیم.
وضعيت محمدصديق كبودوند در زندان
كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان وبازداشتي ها
وضعيت محمدصديق كبودوند
سه شنبه, 04 اسفند 1388 ساعت 06:21
به گزارش رسيده از طرف خانواده زندانيان حكم گرفته و قديمي تر ملاقات هاي آنها را درزندان اوين محدودتر كرده اند و ملاقات هاي حضوري محدودو با درخواست ازقبل است در حاليكه نهايتانيز به درخواست آنها پاسخ مثبت داده نميشود . همچنين درمورد زندانيان كرد مانند محمدصديق كبودوند اساسا بعداز سه سال تلاش خانواده او, هيچ نوع مرخصي به وي داده نشده و مستمر جواب منفي ميدهند اين درحالي است كه تماسهاي تلفني زندانيان را نيز محدود كرده به صورتي كه فقط در حد سلام اوليه ميتوانند با خانواده هاي خود صحبت كنند .
عدم تحقيق و تفحص از بازداشتگاهها با توصيه لاريجانی
سایت سلام: طرح تحقيق و تفحص از بازداشتگاهها بنا به توصيه علي لاريجاني از دور خارج شد.
شنيده شده است در پي پيشنهاد تحقيق و تفحص از بازداشتگاهها كه توسط مصطفي كواكبيان عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس و عضو فراكسيون خط امام(ره) مطرح شده بود، رئيس مجلس به دليل آنچه كه شرايط نامناسب فعلي اعلام كرده است، وي را از پيگيري اين پيشنهاد منصرف كرد.
گفتني است، در پي حوادث پس از انتخابات نام برخي بازداشتگاهها كه گفته مي شد رفتارهاي خلاف قانون در آنها صورت گرفته، بر سر زبانها افتاد و اين پيشنهاد تحقيق و تفحص در جهت روشن شدن اين مسائل مطرح شده بود.
کمک چهارصد میلیون دلاری رژیم به حزب الله لبنان
دولت جمهوری اسلامی چهارصد میلیون دلار به حزب الله لبنان کمک مالی کرد. به گزارش "ندای سبز آزادی" این مبلغ با موافقت محمود احمدینژاد، و در جریان سفر اخیر مهرداد بذرپاش به لبنان در اختیار گروه شبه نظامی حزب الله قرار گرفته است.
پیش از این کمک های مالی حکومت ایران از طریق شعب بانک صادرات در بیروت به حزب الله پرداخت می شد اما ظاهرا پس از تحریم بین المللی این بانک و حساسیت های ایجاد شده در باره فعالیت آن، انتقال نقدی پول و استفاده از اعتبارات سفارت ایران در لبنان، جایگزین نقل و انتقالات بانکی شده است.
به منظور انتقال پنهانی کمک های مالی حکومت ایران به حزب الله، ماه گذشته و به بهانه هفته دوستی مردم ایران و لبنان، یک برنامه فرهنگی در این کشور تدارک دیده شد و همزمان مهرداد بذرپاش معاون محمود احمدی نژاد نیز به بیروت سفر کرد تا در پوشش این مراسم فرهنگی و به دور از چشمان رسانه ها، چهار صد میلیون دلار پول را به حزب الله تقدیم کند.
این گزارش همچنین حاکیست، یکی از شبهه نظامیان حزب الله که پس از پایان جنگ سی و سه روزه مسوولیت دریافت کمک های ایران برای بازسازی ضاحیه جنوبی (پایگاه حزب الله در جنوب بیروت) را بر عهده داشته است، به اتهام اختلاس تحت تعقیب قرار گرفته است. گفته می شود همین تجربه و نیز شبهات بسیاری که درباره نحوه استفاده از کمک های نقدی ایران پس از جنگ 2006 وجود دارد باعث شده تا نماینده احمدی نژاد عهده دار انتقال ارز و هماهنگی های لازم شود.
حزب الله لبنان تنها سازمان خارج از ایران است که با ایدئولوژی حکومت دینی و رهبری ایران پیوند خورده است. این گروه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با کمک ایران در لبنان تأسیس شده و هنوز از ایران کمک مالی می گیرد. در سالهای نخستین تاسیس این گروه نظامی- سیاسی، سپاه پاسداران ایران نیروهای خود را جهت آموزش نظامی نیروهای حزبالله لبنان به این منطقه فرستاده بود.
در حوادث پس از انتخابات و همچنین روز انتخابات، شماری از رسانههای داخلی و خارجی و تنی چند از وبلاگنویسان ایرانی هویت برخی از سران حزب الله در درگیریهای تهران را فاش کردند. همانطور که در عکس این خبر هم مشاهده میکنید حسین منیف اشمر:
که برادر دو شهید معروف استشهادی حزب الله لبنان علی منیف اشمر و محمد اشمر است و از سال ۱۳۷۴ در ایران بسر می برد، ضمن عضویت در سپاه پاسداران از اعضای دفتر نمایندگی حزب الله لبنان در ایران هم هست، در روز حمله به ستاد مهندس موسوی واقع در قیطریه تهران حضور فعالی داشته است. حاضران در ستاد قیطریه به مسلح بودن اشمر و ضرب و شتم نیروهای فعال ستاد موسوی توسط وی و همکارانش شهادت دادهاند.
به نظر میرسد اینگونه بدهبستانهای مالی-نظامی میان ایران و حزب الله لبنان که از دیرباز سابقه داشته است در دوره محمود احمدینژاد به اوج رسیده است. به و نظر میرسد آن قدر که محمود احمدینژاد اصرار به پشتیبانی و حمایت مالی از حزبالله لبنان را دارد آنان برای مردم ایران و آزادی های از دست رفتهشان نگران نیستند.
پس از کودتای ۲۲ خرداد، سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان بدون موضعگیری در برابر خشونتهای صورت گرفته علیه مردم ایران پیروزی چهلمیلیونی احمدی نژاد را تبریک گفت. همچنین شیخ نعیم قاسم معاون دبیرکل حزب الله لبنان گفت: "اختلاف نظرات میان جناح های ایران، مسائلی هستند که به مردم آن کشور مربوط است. همیشه اختلاف دیدگاه وجود دارد. این طبیعی و عادی است."وی در عین حال خاطر نشان کرد حزب الله برای راهنمائی های کلی سیاسی و ایدئولوژیک به آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران نگاه می کند. این موضعگیری البته اتفاق جدیدی نبود. حزبالله بارها پیش از این نیز اعلام کرده بود که به مدل جمهوری اسلامی در ایران برای برپایی حکومت اسلامی در لبنان توجه دارد.
اینها همه در حالی است که محافل خبری لبنان و خصوصا جناح اکثریت در پارلمان لبنان از احتمال جنگ افروزی ایران در منطقه با هدف غلبه بر مشکلات داخلی ابراز نگرانی می کنند.
31 سال زندان برای روزنامهنگار کرد عدنان حسنپور
برگرفته از سایت کميته گزارشگران حقوق بشر
سازمان ضد اعدام کردستان - در پی پذیرفته شدن درخواست اعاده ی دادرسی بر پرونده ی عدنان حسن پور از سوی دیوان عالی کشور، حکم اعدام این روزنامه نگار کورد به 31 سال حبس تقلیل یافت.
نامبرده که بیش از 3 سال پیش بازداشت شد، در تابستان سال 86 به اتهام محاربه (دشمنی با خدا) به اعدام محکوم شد و این حکم به تائید دادگاه تجدیدنظر استان کردستان نیز در آمد. پس از آن با درخواست وکیل وی دکتر صالح نیکبخت مبنی بر بررسی مجدد پرونده در دیوان عالی کشور موافقت گردید و متعاقبا حکم 31 سال حبس برای این روزنامه نگار و فعال مدنی کورد صادر گردید.
ادعای دستگیری عبدالمالک ريگی
رسانه های حکومتی ادعا می کنند که عبدالمالک ريگی رهبر یک گروه سنی مسلح مخالف رژیم دستگير شده است.
روابط عمومي وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام کرده سربازان گمنام امام زمان در يک عمليات مهم عبدالمالک ريگي را بازداشت کردند.
جزئیات بیشتری در این باره هنوز منتشر نشده است.
گزارشی از آخرین وضعیت روزنامه نگاران در بند
خبرگزاری هرانا - از خردادماه سال جاری و همزمان با آغاز سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات، تعداد زیادی از روزنامه نگاران و فعالان عرصه مطبوعات همچون سایر فعالان مدنی بازداشت و روانه زندانها شدند، این مهم تا آنجا پیش رفت که سازمانهای مدافعان حقوق بشر ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران دنیا اعلام کردند،
به گزارش هرانا، آنچه در پی می آید گزارشی است از آخرین وضعیت برخی از روزنامه نگاران که در واقیع اخیر بازداشت و بعضاً به احکام طولانی حبس محکوم شده اند
بدر السادات مفیدی: دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بعد از عاشورا به همراه همسرش ، مسعود آقایی در منزل شان دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند . مفیدی هم اکنون در بند متادون زندان اوین نگهداری می شود .همچنین داروهای این روزنامه نگار که مبتلا به بیماری خونی است به او داده نشده است .
محمد نوربخش: سردیبر روزنامه فرهیختگان که بیش از هفت ماه است در اوین به سر می برد.درباره وی اطلاع رسانی چندانی نشده و از وضعیتش خبری در دست نیست.
احمد جلایی فراهانی: دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر یک روز پس از اخراج از خبرگزاری مهر در تاریخ 17 بهمن ماه توسط نیروهای امنیتی که خود را ضابط قوه قضائیه معرفی کردند دستگیر و روانه زندان اوین شد.خبری از چگونگی اتهام او در دست نیست.خانواده او از بی قراری دردانه دختر در نبود پدر خبر می دهند.
کیوان صمیمی: از فعالان ملی و مذهبی و مدیرمسوول نشریه توقیف شده «نامه» و عضو شورای مرکزی «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» ، در 26 خرداد ماه 1388 بازداشت شد. دادگاه کیوان صمیمی در روز دوم آذرماه در شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب اسلامی تشکیل شد و اتهام " تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت کشور از طریق تجمع و تبانی" علیه ایشان مطرح شد. وی در پی موافقت قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب پس از گذشت نزدیک به 6 ماه به طور موقت و برای حضور در مراسم عروسی دخترش از زندان آزاد شد. برای مرخصی 10 روزه کیوان صمیمی، قرار وثیقه 100 میلیون تومانی صادر شد. صمیمی در تاریخ 13 بهمن ماه به اتهامات اصلی تبلیغ علیه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی به شش سال حبس به علاوه محرومیت مادام العمر از فعالیتهای سیاسی محکوم شد.
بهمن احمدی امویی: روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب ایران و تحلیل گر مسائل اقتصادی ، در شامگاه 30 خردادماه بهمراه همسرش بازداشت شد.دادگاه احمدی امویی،21 آذر ماه برگزار شد. علیرغم امضای قرار وثیقه از سوی وی و آمادگی خانواده اش جهت تامین وثیقه ، قاضی پرونده با آزادي این روزنامه نگار دربند با قرار وثیقه موافقت نکرد.او در دادگاه بدوی به هفت سال و چهار ماه حبس تعزيري و سی و چهار ضربه شلاق محکوم شد.
حسن ظهوری: خبرنگار ارشد حوزه میراث فرهنگی روز دوشنبه 18 بهمن ماه در منزلش بازداشت شد
ساسان آقایی: روزنامهنگار و فعال سیاسی درپی نامهی 293 نفر از روزنامهنگاران به علما و مراجع تقلید در روز اول آذرماه بازداشت شد پرونده ساسان آقایی، روزنامه نگار برای نهایی شدن قرار مجرمیت نزد دادیار اظهارنظر ارسال شده، اما هنوز تصمیمی برای تمدید قرار بازداشت یا تبدیل آن به قرار سبكتر، صورت نگرفته است. پرونده وی برای نهایی شدن قرار مجرمیت نزد دادیار اظهار نظر ارسال شده اما هنوز تصمیمی برای اینكه قرار بازداشت وی تمدید یا به قرار سبكتری تبدیل شود، صورت نگرفته است.
سعید لیلاز: سردیبر سابق روزنامه سرمایه هشت ماه است که دربند به سر می برد. سلول این روزنامه نگار بارها در این مدت تغییر یافته است.سعید لیلاز هر بار در کنار زندانیان غیر سیاسی قرار گرفته است.سعید لیلاز منتقد اقتصادی تمام مدت حبسش را در بند امنیتی زندان اوین سپری کرده در حالیکه بسیاری دیگر از کسانی که همزمان با او دستگیر شده اند به بندهای عمومی زندان اوین که کمی شرایط بهتری از این بند دارند منتقل شده اند
مازیار سمیعی: در نیمه شب ۱۴ بهمن ماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش دستگیر شد و هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت وی در دست نیست.
وی تنها یک بار در روز پس از بازداشت با منزل تماس گرفت و از سلامت خود خبر داد. هنوز مکان بازداشت وی مشخص نیست و از روز 16 بهمن تا کنون هیچ تماسی نداشته و خانواده ی وی در بیخبری به سر می برند.
علی حکمت: سردبیر روزنامه اصلاح طلب «خرداد» که بیش از چهارماه در بازداشت به سر می برد. بعد از ۹۸روز توانست اولین تماس تلنی خود را با خانواده اش داشته باشد.
مسعود باستانی: صبح روز 4 تیرماه درحالیکه برای پیگیری امور همسرش مهسا امرآبادی که در بازداشت بسر می برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود، با حكم قضایی بازداشت شد. مسعود باستانی پس ازسه ماه ونیم که در بازداشت به سر می برد در دادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد.این روزنامه نگار در تاریخ 6 بهمن به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد
عمادالدین باقی: فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی سابق، روزنامهنگار منتقدو بینانگذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان،در روز 7 دی ماه بازداشت شد.باقی در تماسی که با خانواده اش گرفته دلیل بازداشتش را مصاحبه با ایت الله منتطری عنوان کرده است.
وحید پور استاد: روزنامه نگار روزنامه فرهیختگان که با حکم دادستانی تهران ساعت دو نیمه شب دوشنبه 19 بهمن ماه در منزل مادر همسرش بازداشت شد.نام او در فهرست بازداشت شدگان قرار ندارد و این مساله موجب نگرانی خانواده او شده است.
رضا تاجیک: روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی که در تاریخ 8 دی ماه در مقابل دفتر روزنامه اعتماد بازداشت شد.تاجیک پیش از این در پی دستگیری های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، بمدت 46 روز در زندان بسر برد.
بهرنگ تنکابنی و لیلی فرهادپور: سردبیر مجله نخصصی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» و نیز فرزند لیلی فرهاد پور از روزنامه نگاران ایرانی که در تاریخ 15 دی ماه در محل کار خود بازداشت شد.لیلی فرهادپور نیز که برای پيگيری بازداشت پسرش به دادگاه انقلاب رفته بود دچار مشکل قلبی شد و به همين دليل به بيمارستان منتقل شد ه بود و روزهای 29 و 30 دی ماه در اورژانس مرکز قلب تهران بستری بود و درست فردای روزی که از بیمارستان به خانه آمد،از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت شد
نیلوفر لاری پور: شاعر، ترانهسرا و خبرنگار نشریه چلچراغ که در تاریخ 13 بهمن ماه بازداشت شد
روزبه کریمی: روزنامه نگار ،دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق بشر و عضو سازمان دانش آموختگان ایران که در تاریخ 12 دی ماه به همراه همسرش، فروغ میرزایی در منزلشان بازداشت شدند
زینب کاظم خواه: خبرنگار يک خبرگزاری دولتی که در تاریخ 18 بهمن ماه با مراجعه ۹ تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی بازداشت شد.
نوشین جعفری: خبرنگار بیست و دو ساله سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد که در تاریخ 15 بهمن ماه در منزلش بازداشت شد
محمد داوري: سردبير سحام نيوز( سايت رسمي حزب اعتماد ملي ) در روز 17 شهريور بازداشت شد. محمد داوری در روز اول آذر ماه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام،اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي محاکمه شد. محمد داوري فردي بوده كه به خواسته مهدي كروبي و پس ازهماهنگي با هر فرد ، از افراد مدعي تجاوز جنسي اقدام به فيلمبرداري جهت ارايه آن به مسوولان مي نمود.برای این فعال صنفی - مدنی وثیقه 200 میلیون تومانی صادر شد که او قادر به پرداخت این مبلغ نبود و همچنان پس از گذشت 5 ماه در بازداشت به سر می برد.
سعید متین پور: روزنامه نگار آذربایجانی در زندان اوین که به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده دچار عارضه قلبی شد. این زندانی سیاسی آذربایجانی روز جمعه ۹ بهمن دچار درد شدید قلب شده است و مسوولین زندان اوین او را بعد مدت زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کرده اند.
سعید مسعود لواسانی: روزنامهنگار و وبلاگنويسی که از ۴ مهرماه در منزل بازداشت شده است و پس از حدودا چهار ماه بازداشت به هشت سال و نيم زندان از سوی شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.همچنین به دستور قاضی از ملاقات با فرزند دو سالهاش محروم میباشد.
احمد زیدآبادی: روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در 23 خرداد ماه 1388 بازداشت شد. احمد زیدآبادی در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد.این حکم در تاریخ 11 دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد.عليرغم صدور قرار وثيقه براي دکتر احمد زيدآبادي و توديع آن از سوي خانواده، دبير کل سازمان ادوار تحکيم کماکان در زندان اوين بسر مي برد. زیدآبادی در تاریخ 12 بهمن ماه به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد
عیسی سحرخیز: از چهرههای فعال سیاسی و مطبوعاتی ، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران اصلاحات و نیز از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران در تاریخ 12 تیر ماه 1388 بازداشت شد. اتهامات وي توهين به رهبري و تبليغ عليه نظام و نشر اكاذيب از طريق مصاحبه با رسانه هاي خارجي است. پرونده مشابه ديگري براي این روزنامه نگار دربند شعبه 1059 مجتمع قضايي كاركنان دولت در جريان است .به گفته خانواده وی دور جدیدی از فشارها بر وارد شده است.
ماشاالله شمس الواعظین: روزنامه نگار و سخنگوی انجمن دفاع از مطبوعات ایران که بامداد سه شنبه 8 دی ماه طی حکم بدون نام و دستنویس در منزلش دستگیر شد.
امیر صادقی: عکاس خبری که در دفتر روزنامه فرهنگ آشتی ، در تاریخ 18 بهمن ماه به اتهام انتشار عکسهای عاشورای خونین تهران بازداشت شد
فواد صادقی: مؤسس سایتهای «بازتاب» و «آیندهنیوز» که در تاریخ 21 بهمن از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
احسان مهرابی: وضعیت خبرنگار پارلمانی روزنامه فرهیختگان که پیش از ۲۲ بهمن بازداشت شده، نامشخص است.
وی یک روز پس از بازداشت با همسر خود به صورت تلفنی تماس تلفی داشته اما بعد از آن تماس دیگری نداشته است.
مسئولان دادگاه انقلاب و زندان اوین هم تاکنون هیچ پاسخی به خانواده وی ندادهاند.
اکبر منتجبی: منتخبی روزنامه نگاردر روزنامه های شرق، هم میهن، همشهری و مجله شهروند امروز پیش از ۲۲ بهمن دستگیر شد.از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.
حمزه کرمی: او که هشت ماه است در زندان اوین به سر می برد در حکم بدوی به ۱۶ سال حبس و پرداخت ۶ میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شده است.به گفته شاهدان هنگام ابلاغ این حکم به کرمی وی تعادل خود را از دست داده و حالش بسیار بد شده است. وکیل کرمی هنوز ابلاغ این حکم را تایید یا رد نکرده است.
علیرضا فیروزی: علیرضا فیروزی فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس و روزنامه نگار جوان از 12 دیماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در شهر تبریز ربوده شد و از آن زمان تاکنون اطلاعی از سرنوشت وی حاصل نشده است، معاون دادستان تهران اطهارات ضد و نقیضی در خصوص محل نگهداری وی عنوان داشته بود اما کماکان هیچ نهادی حاضر به پذیرش مسئولیت بازداشت این روزنامه نگار نشده است.
بازداشت یکی از فعالان سیاسی شهر اصفهان
محمد استکی، از فعالان سیاسی شهر اصفهان پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر توسط ماموران امنیتی این اداره بازداشت شد.
به گزارش کلمه، محمد استکی از فعالان سیاسی شهر اصفهان بازداشت شد. ماموران اداره اطلاعات اصفهان پس تفتیش منزل محمد استکی، لپ تاپ، کامپیوتر و برخی دیگر از وسایل وی را با خود بردند.
اتهام این فعال سیاسی، اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با رسانه های خارجی عنوان شده است. این اتهام در حالی عنوان شده که وی در ملاقاتی کوتاه با اعضای خانواده خود هرگونه ارتباط با رسانه های خارجی را تکذیب کرده است.
خبرها حاکی از آن است که این فعال سیاسی برای اعتراف به جرایم مورد نظر وزارت اطلاعات تحت فشار قرار دارد.
وی که در ماه های گذشته چند بار به اداره اطلاعات اصفهان احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود در ستادهای مردمی میرحسین موسوی در اصفهان فعالیت داشت.
اگرچه ارتباط با رسانه های خارجی بر اساس قوانین موضوعه کشور جر م تلقی نمی شود اما مشخص نیست انتساب این اتهام به برخی فعالان سیاسی و اخیراً محمد استکی با چه هدفی انجام می شود.
همه دلایل برای اعتراض به لاریجانی
آزادی سارا توسلی و سعید نورمحمدی همزمان با بازداشت یک فعال سیاسی به اتهام همکاری با رسانه های خارجی مهم ترین اخبار روز گذشته زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بود. یک روز پیشتر خانواده های این زندانیان در دیدار با سید محمد خاتمی از اظهارات و ادعاهای محمد جواد لاریجانی در ژنو به شدت انتقاد کرده بودند.
سارا توسلی، فرزند محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران و همسر فرید طاهری عضو شورای مرکزی نهضت آزادی که هم اکنون در زندان می باشد روز گذشته از اوین آزاد شد. او روز ۱۳ دی ماه به همراه ۴ عضو دیگر نهضت آزادی بازداشت شده بود.
مسعود نورمحمدی برادر سعید نورمحمدی نیمه شب شنبه ۱ اسفند پس از ۳۱ روز بازداشت در زندان اوین با قید کفالت آزاد شد.
وی که ۱۶ روز در سلول انفرادی بوده است به بهانه یک پیام کوتاه در محل کار خود بازداشت شده بود.
بازداشت به اتهام ارتباط با رسانه های خارجی
محمد استکی، از فعالان سیاسی شهر اصفهان پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت شد. اتهام این فعال سیاسی، اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با رسانه های خارجی عنوان شده است.
ماموران اداره اطلاعات اصفهان پس تفتیش منزل استکی، لپ تاپ، کامپیوتر و برخی دیگر از وسایل وی را با خود بردند.
اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حالی عنوان شده که وی در ملاقاتی کوتاه با اعضای خانواده خود هرگونه ارتباط با رسانه های خارجی را تکذیب کرده است.
یک منبع آگاه به وب سایت کلمه گفته است: "این فعال سیاسی برای اعتراف به جرایم مورد نظر وزارت اطلاعات تحت فشار قرار دارد."
وی که در ماه های گذشته چند بار به اداره اطلاعات اصفهان احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود در ستادهای مردمی میرحسین موسوی در اصفهان فعالیت داشت.
اگرچه ارتباط با رسانه های خارجی بر اساس قوانین موضوعه کشور جرم تلقی نمی شود اما مشخص نیست انتساب این اتهام به برخی فعالان سیاسی و اخیراً محمد استکی با چه هدفی انجام می شود.
بی خبری از حشمت الله طبرزدی
با گذشت ۵۵ روز از بازداشت مهندس حشمت اله طبرزدي دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران، هنوز اطلاع دقیقی از محل نگهداری و وضعیت او در دست نیست.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی به نقل از خانواده حشمت طبرزدی گزارش داده که او از زمان دستگیری در روز دوشنبه هفتم دی ماه تا به امروز تنها دو بار تماس تلفنی برقرار کرده اما اشاره ای به محل بازداشت خود نکرده است. همچنین مراجعه مکرر خانواده و محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع، به دادگاه انقلاب نیز نتیجه ای نداشته است. دادگاه انقلاب در پاسخ به مراجعات خانواده تنها گفته است که برای او قرار بازداشت دو ماهه صادر شده و پس از آن نیز روشن نیست چه اتفاقی خواهد افتاد. حشمت طبرزدی که در چند سال گذشته نقش برجسته ای در سازماندهی اعتراضات مردمی داشته، در یک سال اخیر به دلیل تلاش های گسترده برای ایجاد همبستگی در میان نیروهای سیاسی و حقوق بشری سکولار، از سوی ماموران امنیتی به شدت تحت فشار قرار گرفته بود و بالاخره پس از چندین بار تهدید دستگیر شد.
ادامه بازجویی از مهسا جزینی
بازجوییهای مهسا جزینی، روزنامهنگار و فعال حوزه زنان همچنان ادامه دارد.
روز گذشته، جمعی از همکلاسیها و فارغالتحصیلان دانشگاه علامه طباطبایی با حضور در منزل مهسا جزنیی، با مادر او دیدار کردند و جویای آخرین وضعیت دوست و همکلاسی خود در دانشگاه علامه شدند.
براساس گزارش سایت پارلمان نیوز، مهسا جزینی پس از فوت پدرش به همراه مادر خود به تنهایی در اصفهان زندگی میکرد، او که فارغ التحصیل رشته روزنامهنگاری از دانشگاه علامه طباطبایی است سابقه همکاری در برخی از نشریات و مطبوعات از جمله روزنامه ایران شعبه اصفهان را در کارنامه کاری خود دارد.
وی از تاریخ ۱۸ بهمن ماه در بازداشت بسر میبرد. مادر این روزنامهنگار با بیان اینکه وقتی مهسا را برای بازجویی میبردند موفق به ملاقات او شدم، گفته: "مهسا گفته بازجوییهایش تمام نشده و هنوز ادامه دارد."
وی تاکید کرده: "مهسا دربند عمومی و به همراه ۸ زن زندانی که مجرم مالی هستند نگهداری میشود." مهسا در این ملاقات کوتاه به مادر خود گفته است که بازجویش قول آزادی او تا دو هفته دیگر را داده است.
مادر مهسا جزینی تاکید کرده: "هنوز از اتهامات مهسا خبر نداریم و دلیلی برای بازداشت مهسا به ما اعلام نشده است."
وی ابراز امیدواری کرده که دخترش هرچه سریعتر آزاد شود.
فرانسه خواستار آزادی کلوتیلد رایس شد
فرانسه بار دیگر خواستار رفع کلیه اتهامات و آزادی بی قید و شرط یکی از اتباع خود در ایران شد.
نخست وزیر فرانسه روز شنبه از دولت ایران خواست ضمن لغو اتهام های کلوتیلد رایس که در ناآرامی های پس از انتخابات در این کشور بازداشت شده، به او اجازه خروج دهد.
رایس که بیست و چهار سال سن دارد، به خاطر گرفتن عکس از اعتراض های خیابانی و ارسال آن برای دوستانش در خارج از ایران به حمایت از معترضان متهم شده است.
رایس در ماه ژوئیه پس از شش ماه تحقیق و تدریس در اصفهان، هنگام خروج از ایران بازداشت شد و از حاضران در محاکمات دسته جمعی معترضان به نتیجه انتخابات بود.
رایس با دریافت وثیقه آزاد شده و به او دستور داده شده تا هنگام صدور حکمش در سفارت فرانسه در تهران بماند.
اعتراض خانواده های زندانیان به ادعاهای لاریجانی
پس از ادعای محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه درحاشیه اجلاس شورای حقوق بشر ژنو مبنی بر اینکه "در ایران هیچکس به خاطر اعتراض در ایران زندانی نیست"، خانواد ه های روزنامه نگاران زندانی به دیدار رئیس جمهور سابق ایران رفتند و به شدت از این ادعا انتقاد کردند.
ادعای لاریجانی در حالی مطرح شده است که بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد هزاران نفر از مردم معترض به این کودتا به همراه فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی ایران بازداشت شدند و این بازداشت ها همچنان ادامه دارد.
ژیلا بنی یعقوب یکی از روزنامه نگارانی است که بعد از انتخابات بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شد. همسر او، بهمن احمدی امویی همچنان در بازداشت به سر می برد و او در دیدار با سید محمد خاتمی گفته است: "آقای لاریجانی گفته اند که روزنامه نگاران به خاطر تخریب اموال عمومی در زندان هستند نه به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری در حالیکه اتهاماتی که همسرم بر اساس آن محکوم شده، مطبوعاتی است و این کاملا در پرونده قضایی او مستند است. مصداق مهمترین اتهام او که منجر به صدور پنج سال حکم زندان برای او شده، مربوط به مسئولیتش در سایت خرداد نو است، آیا فعالیت در یک سایت فعالیت رسانه ای نیست و تخریب اموال عمومی است".
براساس گزارش وبلاگ "تا آزادی روزنامه نگاران" مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی نیز گفته است که آقای زید آبادی "هیچ جرمی جز فعالیت های روزنامه نگاری و نوشتن مقالات انتقادی در چارچوب قانون اساسی نداشته که اکنون در زندان رجایی شهر به سر می برد."
خانم محمدی با اعتراض به حکم سنگینی که به آقای زید آبادی داده شده پرسیده است: "آیا با روزنامه نگاران مستقل در هر دوره ای باید چنین برخوردهایی شود"؟
سپهرناز ابوذرپناهی، همسر سعید لیلاز از دیگر روزنامه نگاران زندانی نیز در این جلسه نسبت به حکم سنگین صادر شده برای همسرش اظهار نگرانی کرده و گفته است: " سعید وظایفش را به عنوان یک روزنامه نگار منتقد همواره در چارچوب قانون اساسی انجام داده است و همواره دلسوز نظام جمهوری اسلامی و ایران بوده و من نمی دانم چگونه به او حکم نه سال زندان داده اند. اگر انتقاد می کرد به خاطر اصلاح امور جامعه بود.او سالهای زیادی نیز به عنوان یک مدیر در این کشور خدمت کرده است اما حتی برای نوشتن لایحه دفاعیه اش در زندان قلم و کاغذ در اختیارش قرار ندادند و به همین دلیل نتوانست از خودش آنطور که لازم بود دفاع کند."
همسر لیلاز گفته: "همسرم همچنان از امکانات رفاهی در زندان بی بهره است و هنوز حتی حاضر نمی شوند یک خودکار بیک در اختیارش بگذارند، کتاب و سایر امکانات که بماند."
دختر حمزه کرمی با اشاره به اینکه پدرش مدیر وب سایت جمهوریت بوده، گفته است: "ما همچنان در شوک صدور حکم شانزده سال زندان و شش میلیارد تومان جریمه نقدی برای پدر خود هستیم. چیزی که هرگز در مغز ما نمی گنجد."
خانم کرمی اضافه کرده: "پدرم سی سال برای نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده است. حتی این هشت ماه گذشته که در زندان بوده، حقش نبوده چه برسد به اینکه اکنون به شانزده سال زندان محکوم شده است. ما نگران سلامت پدرمان هستیم.او اکنون در بند ۲۴۰ زندانی است و حتی از امکان هواخوری بی بهره است."
پدر فواد شمس نیز در پاسخ به اظهارات محمد جواد لاریجانی گفته: "پسر من نمونه روزنامه نگاری است که تنها جرمش وبلاگ نویسی است و نمی دانم چطور آقای لاریجانی به راحتی زندانی بودن این همه روزنامه نگار را به خاطر حرفه شان منکر می شود."
آقای شمس با ارائه گزارشی از وضعیت فرزند روزنامه نگارش افزوده: "بارجوها به فرزندم می گویند تو جرمی مرتکب نشده ای اما اگر آزادت کنیم ممکن است مرتکب جرم شوی."
وی با بیان اینکه به فرزندش افتخار می کند، ادامه داده: "فرزند من یک انسان آزاد است و اگر ازاده نبود اصلا الان در زندان نبود. انسان هایی که این روزها در زندان اند، به خاطر آزادگی شان به زندان افتاده اند."
فرزندان کیوان صمیمی، دیگر روزنامه نگار در بند نیز خواستار توجه ویژه مسوولان به وضعیت روزنامه نگاران زندانی شده و گفته اند: "روحیه پدر ما در زندان بسیار عالی و مقاوم است و بارها گفته که هیچ مشکلی برای تحمل زندان های طولانی تر ندارد."
فرنوش امیرشاهی، هسر وحید پوراستاد روزنامه نگاری که در موج بازداشت های پیش از بیست و دوم بهمن ماه بازداشت شده، گفته: "واقعا نمی توانم دلیل بازداشت همسرم را درک کنم. وحید آنقدر محتاط و درچارچوب قانون عمل می کند که همواره از سوی همکارانش به محافظه کاری و حتی سانسورچی بودن متهم شده است. حال وضع به جایی رسیده است که انسان ملایم و محتاطی مثل او هم در این سیستم تحمل نمی شود."
همسر مرتضی کاظمیان نیز در این جلسه خطاب به خاتمی گفته است: "یک عده در این کشور از مصونیت آهنین برخوردارند و به خود اجازه می دهند هر اتهامی را به دیگران بزنند و در برابر هیچ مرجعی هم پاسخگو نباشند."
وی افزوده: "در این کشور، از دوران مشروطه تاکنون، سر روزنامه نگاران در عروسی و عزا بر دار شده است.هیچ وقت نتوانسته اند به روزنامه نگاران اتهام اخلاقی یا مالی بچسبانند، آنها گناهی جز انجام وظیفه حرفه ای شان ندارند، به ویژه که چون روزنامه نگارانی مستقل و حرفه ای هستند نگاهی انتقادی به مسائل دارند."
پدر ساسان اقایی نیز در همین جلسه گفته است: "اتهامات فرزند من کاملا مطبوعاتی است و حتی به خاطر مقاله ای که در سن سیزده سالگی در یکی از روزنامه ها نوشته است در این دوره تحت فشار و بازجویی شدید قرار گرفته است. روزنامه نگاران خیلی مورد بی مهری دولت مهرورز قرار گرفته اند."
همسر علی حکمت روزنامه نگاری که سالها فعالیت روزنامه نگاری نداشته و در عرصه کشاورزی فعالیت می کرده است، نیز گفته: "همسرم ببش از پنجاه و دو روزاست که در سلول انفرادی ویژه است که نمی دانم منظورشان از این ویژه چیست اما ظاهرا شرایط نامناسب تری نسبت به سایر انفرادی ها دارد. در این مدت تنها یکبار موفق به ملاقات با او شده ایم."
فرزندان بدر السادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران نیز از وضعیت نامناسب این روزنامه نگار دربند برای خاتمی گفتند که هم اکنون در بند متادون زندان اوین نگهداری می شود. بندی که به گفته خانواده او از شرایط مناسب بهداشتی و رفاهی برخوردارنیست.
خانواده این روزنامه نگار گفتند که این بند از حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی محروم و همچنین داروهای این روزنامه نگار که مبتلا به بیماری خونی است به او داده نشده است.
همسر محمد جواد مظفر نیز از اینکه همسرش همچنان در سلول انفرادی است، اظهار نگرانی کرده و گفته به شدت نگران شرایط جسمی و بیماری مظفر است و هیچ کس جوابگوی نگرانی های آنها نیست.
مادر مهدی محمودیان نیز گفته: "اتهامات فرزند من کاملا مطبوعاتی است و به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری در زندان است و همچنان پس از شش ماه در بلاتکلیفی کامل به سر می برد."
مادر کوهیار گودرزی وب نگار نیز از آخرین وضعیت فرزندش چنین گفته است: "اینکه دو ماه از بازداشتش می گذرد ولی از آزادی اش خبری نیست و جرمی جز فعالیت حقوق بشری از طریق کمیته گزارشگران حقوق بشر نداشته است. اما با این همه این وب نگار جوان را تحت فشار قرار داده اند تا به اتهام محاربه اعتراف کند."
شهرزاد کریمان، مادر شیوا نظرآهاری، وب نگار و فعال حقوق بشر نیز در این دیدار اظهار داشته: "شیوا در حوادث پس از انتخابات برای دومین بار است که بازداشت شده و تا همین دو روز پیش در سلول انفرادی بود. دخترم روحیه ای کاملا قوی دارد و می گوید مشکلی برای تحمل زندان و انفرادی طولانی ندارد، ناراحتی اصلی ام این است که چرا او را به سازمان منافقین وصل کرده اند. سازمانی که به قول مهندس موسوی یک سازمان مرده است و حالا مسوولان قضایی ما با نسبت دادن اتهام بی اساس ارتباط فرزندان ما با آنها، این سازمان را زنده کرده و باردیگر بر سر زبانها انداخته اند. شیوا می گوید :من حاضرم زندان طولانی مدت را به خاطر فعالیت های روزنامه نگاری و حقوق بشری ام در زندان بمانم و نه به خاطر انگ ارتباط با سازمان مجاهدین خلق."
پروین تاجیک، خواهر عبدالرضا تاجیک دیگر روزنامه نگاران زندانی نیز در این جلسه گفت: "در دیداری که با دادستان تهران آقای جعفری دولت آبادی داشتم ایشان به من گفت برادر شما (عبدالرضا تاجیک) حاضر نیست از مواضع اش کوتاه بیاید. معلوم است هنوز زندان رویش اثر نگذاشته، بنابراین فعلا در زندان می ماند تا افکارش تغییر کند.از دادستان پرسیدم منظورتان چیست که گفت تاجیک از نهضت آزادی و کانون مدافعان حقوق بشر حمایت می کند و با منتظری و کروبی نیز ملاقات داشته است. وقتی دادستان اینها را به عنوان موارد اتهامی می گفت، مانده بودم چه بگویم. آیا این دلایل باعث شده برادرم دو ماه ممنوع الملاقات باشد؟ آیا اصلا این موارد را می توان اتهام محسوب کرد؟ هرچند در مقام خواهر از برادرم در این جلسه دفاع کردم و به دادستان نیز گفتم که رضا فردی صادق و درستکار است و همیشه با نگاهی انتقادی سعی می کرد اوضاع جامعه را بهتر کند. جامعه ای سالم است که در آن نقد وجود داشته باشد."
مهدی کروبی خواستار برگزاری رفراندوم برای برون رفت از بحران و پایان دادن به حاکمیت شورای نگهبان شد و بار دیگر از حاکمیت جمهوری اسلامی خواست براساس اصل 27 قانون اساسی، مجوز برگزاری یک راهپیمایی آزاد را بدهد.همزمان محمد خاتمی نیز ضمن سخنانی تاکید کرد که "از حقوق مردم نباید گذشت و مردم هم اصلا نباید این فکر را بکنند کسانی آنها را دور میزنند و توجهی به آنها ندارند، رسالت ما دفاع از خواستها و حقوق منطقی مردم است و مطمئن باشند که همواره این رسالت را پاس خواهیم داشت".
رفراندوم ملی
مهدی کروبی، روز گذشته با انتشار بیانیه ای که در وب سایت سحام نیوز، ارگان رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شد، رفراندوم را تنها راهگشای عبور از تنگناها دانست و خواهان برگزاری رفراندوم براساس اصل 59 قانون اساسی برای برون رفت از بحران و پایان دادن حاکمیت شورای نگهبان شد.
این نامزد معترض به کودتای انتخاباتی 22 خرداد، شورای نگهبان را متهم به دخالتهایی کرد که "بهنام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشتهاست".
به گفته او "این دخالتهاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاستجمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل میشود".
دبیرکل حزب اعتماد ملی، کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نشانگر آن دانست که این "تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد".
کروبی سپس با اشاره تلویحی به امضای نامه هایی از سوی نمایندگان مجلس برای محاکمه میرحسین موسوی و خود او پرسید: "این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند هربار بیانیههایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم میشود، آنرا امضا کنند"؟
پیش از این نمایندگان حامی محمود احمدی نژاد در مجلس طی دو نامه از دادستان کل کشور و مسئولان قضایی خواسته بودند نسبت به پیگرد قضایی و محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی اقدام کنند.
کروبی در ادامه توضیح داده است که: "در حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانهها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاههای سیاسی و … هم تامین میشود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینههای میلیاردی، چنانکه در ۲۲ بهمن امسال دیدیم".
راهپیمایی مهندسی شده
مهدی کروبی همچنین از مصادره راهپیمایی 22 بهمن به شدت انتقاد کرده و خواهان صدور مجوز برای برگزاری تجمع از سوی مخالفان شده است.
بیانیه دبیر کل حزب اعتماد ملی، دو روز بعد از دیدار او با میرحسین موسوی منتشر شده است. میرحسین موسوی و مهدی کروبی در آن نامه از مصادره حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن به نفع یک گروه خاص و توسل به خشونت برای جلوگیری از حضور معترضان، انتقاد کرده بودند.
کروبی دیروز از حضور فراگیر و گسترده مردم در راهپیمایی روز 22 بهمن، به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم تشکر و تصریح کرده که: "امسال مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناحهای سیاسی و شخصیتها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنههایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت".
به گفته رئیس سابق محلس شورای اسلامی "جریان تمامیتخواه و خشونتطلب میکوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانههای دولتی و شبهدولتی خود، با بیاخلاقی تمام و وارونهسازی واقعیت و پنهانکردن وحشیگریهای جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آنرا به نفع خود مصادره کند و از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاحطلبان و اصولگرایان امکان پذیر شد، برای پاککردن آثار ناشی از زندانیکردنها و جنایتها و شکنجهها و کشتارهای خیابانی بهره برد. میخواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشیگریهای خود بکشد".
کروبی با بیان اینکه "راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیرویهای نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کردهبودند" خطاب به مردم نوشته است: "آنها با هر حرکت و نشانهای از عدم موافقت با وضع موجود، بهشدت برخورد میکردند و آنرا خفه میکردند. طرفه آنکه، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجکهای اشکآور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانههای داخلی نشان دادهنشد! گویا چشمانشان، با پردههایی از گمراهی پوشیده شده که گمان میکنند که توانستهاند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان سلب حقوق حقه مردم فراهم کنند".
این نامزد معترض به انتخابات 22 خرداد، خطاب به مردم اضافه کرده است: "حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقهتان به سیاستهای سرکوب و پرکردن زندانها که بهدلیل علایق ملی و عشقتان به ایران، انقلاب و امام بود".
به اعتقاد مهدی کروبی، "مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردند تا با کتکزدن مردم بیعت کنند و مردم بهتر از هرکسی میدانند که ریختن خون بیگناهان با مبانی دین و اخلاقشان سازگار نیست."
دبیر کل حزب اعتماد ملی، آن گاه با طرح این پرسش که "مگر مولای ما علی برای تقویت حکومت خود زندانهایش را پرمیکرد" خطاب مردم ایران افزوده است: "شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاههای دانشجویی و بیحرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبودهاست".
کروبی سپس تصریح کرده است که: "کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن بهکار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علیرغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند".
وی با طرح این پرسش که "مگر میشود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور دههاهزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها را ندانند" پرسیده است: "آیا فکر میکنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباسشخصیها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشانشان را نمیبینند؟ آیا تصور میکنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشدهاند"؟
این نامزد معترض به کودتای انتخاباتی 22 خرداد سپس خطاب به مردم نوشته است که "حضورشان در راهپیمایی امسال، جز با ارزیابی صفآرایی دو گرایش عمده در این تظاهرات قابل تحلیل نیست".
گرایش نخست از دیدگاه کروبی "گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، میهراسد و برایهمین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل میکند وفقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمیتابد و ملت را مجموعهای از افراد طرفدار و تابع خود میداند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک میخواند".
او در توضیح گرایش دیگر نوشته است: "گرایشی است که شما (مردم) را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادیتان، فارغ از ویژگیهای جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت میشناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامیخواند".
تجمع در بیابان و کویر قم
کروبی سپس "برای ازمیان رفتن پردههای گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیتخواه، براساس آموزه های آیت الله خمینی" دو پیشنهاد ارائه داده است که رفراندوم و برگزاری تجمع آزاد را شامل می شود.
او پیشنهاد کرده که با تجمع مخالفان دولت در یکی از میادین شهر تهران یا بیابان موافقت کنند، تا یکبار برای همیشه، وزن هر گرایش در جامعه، بیفشار و تهدید روشن شود.
دبیر کل حزب اعتماد ملی خواستار این شده است که: "حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه میتینگ بدهند".
کروبی در این زمینه توضیح داده است: "میخواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین میکنیم و تضمین میدهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آنهم یکبار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بیفشار و تهدید روشن شود".
معترضان در اکثریت هستند
سید محمد خاتمی نیز، روز یکشنبه با انتقاد از مصادره راهپیمایی 22 بهمن به نفع گروهی خاص، از برخوردهای صورت گرفته با مردم و ادامه بازداشت فعالان سیاسی و مطبوعاتی به شدت انتقاد کرد.
رئیس جمهور سابق ایران در دیدار با خانواده های روزنامه نگاران زندانی، با تاکید اینکه "معترضان با حفظ آرامش در این تظاهرات شرکت داشتند" گفت: "این به آن معنا نیست که همه مردم به خاطر یک جریان به میدان آمدند، خیر کسانی که به سیاستها و رفتارهاى موجود هم اعتراض داشتند به میدان آمدند و سعى کردند بگویند حساب اصل انقلاب و نظام از این جریانها و رفتارها جداست، اما مایه تأسف است که شاهد توهین به بسیارى از این افراد بودیم".
خاتمی سپس با تاکید بر اینکه 22 بهمن زمان تسویه حساب و اردوکشی و این مسائل نیست، به برخورد های خشونت آمیز حکومت با مردم معترض اشاره کرده و گفته: "زدند، توهین کردند، فحاشى کردند و کارهاى ناشایست دیگرى کردند؛ بررسى و شناخت عوامل این رفتارهاى زشت کار مشکلى نیست؛ مىتوان فهمید چه کسانى این کارها را کردند؟ خود بنده هم بودم و دیگران هم بودند. هر جا که بودیم حتى در ماشین و در حال عبور مورد محبت انبوهى از مردمى بودیم که ما را مىدیدند، البته همه جا عدهاى محدود هم با چوب و چماق و فحاشى به جان مردم مىافتادند".
رئیس بنیاد باران، معترضان را در اکثریت خوانده و اضافه کرده: "این اکثریت بنا بر این بود که با متانت و پرهیز از خشونت به میدان بیاید ولو اینکه مورد ظلم وجفا و اهانت قرار گیرد که انصافا مردم رشد خود را نشان دادند، البته خیلی از زنان و مردان هم از خشونتطلبان آسیب دیدند که متاسفیم".
وی افزود: "انتظار این بود که در آستانه دهه فجر شاهد کمتر شدن فشارها، آزادی زندانی ها، باز شدن فضایی باشیم که مقتضای قانون اساسی و مصلحت جامعه است. انتظار داشتیم که براى ترمیم زخمهاى روحى شاهد برخورد جدى با خشونتطلبان و صدمهزنندگان به امنیت و آزادى باشیم نه اینکه کسانى تلاش کنند همه تهران و بسیارى از شهرستانها را به میدان زد و خورد و فحاشى مبدل کنند، اینها نه به مصلحت کشور است، نه انقلاب و نه حکومت".
خاتمی سپس از تک تک کسانی که با کمال متانت و تحمل ناسزا و کتک از جا در نرفتند، بهانه به دست دیگران ندادند و در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند تشکر کرده و خواستار آزادی زندانیان و تامین آزادی های مشروع شده است.
حاضر به مصلحت اندیشی نیستیم
وی با ابراز نگرانی برای سرنوشت ایران، تصریح کرده که: "از حقوق مردم نباید گذشت و مردم هم اصلا نباید این فکر را بکنند کسانی آنها را دور میزنند و توجهی به آنها ندارند، رسالت ما دفاع از خواستها و حقوق منطقی مردم است و مطمئن باشند که همواره این رسالت را پاس خواهیم داشت".
رئیس دولت اصلاحات ادامه داده: "دفاع از حقوق مردم، منافع ملی، حرمت و آزادیهای انسان از کارهای ماست و هیچوجه حاضر نیستیم با مصلحت اندیشی های نادرست آنچه را که احساس میکنیم خواست مردم است را دور بزنیم در عین حال معتقدیم باید به سوی راه حلهایی برویم که همه در آن سود ببرند".
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش، با ابراز تأسف نسبت به برخورد با رسانهها و روزنامهنگاران در ایران گفته: "یکى از مشکلاتى که ما داریم این است که به یکباره و یک شبه مجله یا روزنامهاى بسته مىشود و در نتیجه آن عدهاى که زندگیشان به آن وابسته است میان زمین و آسمان رها مىشوند، درحالى که حکومت از نظر انسانى و اخلاقى نسبت به زندگى این روزنامهنگاران و کارمندان آن مجموعه مسئول است و نیز روزنامه نگارى که انعکاس واقعیات و نقد بخصوص نقد قدرت را وظیفه خود در معرض بدبینى و فشار واقع مىشود".
رئیس دولت اصلاحات سپس به انتقاد از وجود شبه رسانه ها در کشور پرداخته و گفته: "رسانهاى که باید مدافع فعالیت رسانهاى، فرهنگ رسانهاى، دفاع از آزادىهاى مشروع و دفاع از نقد در جامعه باشد، مىشود ضد آزادى و ضد امنیت جامعه، به راحتى دروغ مىگوید، تهمت مىزند در حالى که مصونیت دارد و مشخص نیست پشتوانه این شبه رسانهها کجاست".
رئیس جمهور سابق ایران با تاکید بر اینکه "افتخار این نیست که اهالی رسانه امروز در زندان باشند" افزوده: "واقعا بدتر از شرمساری از دستگیری نا به جای اهالی رسانه و روزنامه نگاران این است که تحت عنوان رسانه و مطبوعات بیشترین لطمه را به منافع ملی، شخصیت ها و بیشترین نقش را در ایجاد تنش، تفرقه در جامعه، تحریک، خشونت، دروغ پردازی و تهمت زنی هستیم."
شرط حضورهاشمی در نماز جمعه؛ عدول ازتشکیک در انتخابات
حضور احمدی نژاد به جلسات مجمع کاملا طبیعی و قانونی است
شبکه جنبش راه سبز(جرس): عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز اظهار داشت: آخرین روایتی که آقای هاشمی در نماز جمعه آخر خود بیان کرد، در جای خود نبود و باید ایشان آن را اصلاح کند.
غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران در مجلس در گفتگو با ایسنا، پیشنهاداتی نظیر بازگشت هاشمی به خطبه نماز جمعه و رییس جمهور به جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام را اثربخش در وحدت و وفاق ملی دانست و گفت: حضور آقای احمدی نژاد به جلسات مجمع کاملا طبیعی و قانونی است، ضمن آنکه شنیدم که آقای هاشمی فعلا تمایلی به برگشت به نماز جمعه ندارند.
وی گفت: البته اگر خود آقای هاشمی بخواهند که در نماز جمعه از ایشان استفاده شود باید آن بیاناتی که در مورد تردید و تشکیک نسبت به نتایج انتخابات داشت را پس بگیرند.
وی با بیان اینکه حضور بسیار برجسته و پررنگ مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن افتاد نشان دهنده آن است که ملت ما هم نظام جمهوری اسلامی و هم ولایت فقیه و مقام معظم رهبری را مورد حمایت قوی خود قرار میدهد، افزود: روایتی که آقای هاشمی در آخرین خطبه نماز جمعه داشتند و در مشهد هم آن را تکرار کردند در جای خودش مورد استفاده قرار نگرفته است.
وی با بیان آنکه حدیثی که هاشمی رفسنجانی در آخرین خطبه نماز جمعه خود خواند درباره قبول مسئولیت از سوی امیرالمومنین پس از رحلت پیامبر بود نه بعد از آنکه مردم استقبال کردند و امیرالمومنین را با اصرار خود به مقام امامت آشکار رساندند گفت: اقبال مردم در اصل تشکیل حکومت و اصل روی کار آمدن یک نفر برای قبول مسئولیت نظام و ملت لازم است و رفع تکلیف ازآن کسی خواهد بود که شایستگیها را دارد، اما وقتی کسی مقام رهبری جامعه را تصدی کرد، دیگر عدم اقبال بخشی از مردم تکلیف او را برطرف نمیکند و او باید با حمایت کسانی که از او اقبال کردند و همچنان به او وفادار هستند، شورشها، طغیانها و اعتراضهایی از مقوله شورش را بخوابانند.
وی افزود: اینگونه نیست که آن رهبر مجددا حمایت مردم را مورد ارزیابی قرار دهد و رفراندومی تازه انجام گیرد و رای گیری جدیدی بطلبد، لذا به نظرم روایتی که آقای هاشمی خواندند، در جای خود نبود.
مصباحی مقدم گفت: آقای هاشمی باید آن روایتی که امیرالمومنین بعد از بیعت مردم و حمایت گسترده از ایشان جنگ جمل و صفین و نهروان برایشان اتفاق افتاد و فرمودند که با استفاده از کسانی که وفادار به من تستند، آنهایی که سر به شورش گذاشتند را سرجایشان خواهم نشاند را بیان میکرد، لذا این مسئله هم از سوی آقای هاشمی نیازمند اصلاح است.
مباحثه نمایندۀ حزب سبزهای آلمان و سفیر جمهوری اسلامی
شبکه جنبش راه سبز (جرس): در حالی که فردا چهارشنبه ۲۴ فوریه (پنجم اسفندماه)، قرار است امید نوری پور نمایندۀ حزب سبزهای آلمان و علی رضا شیخ عطار، سفیر حمهوری اسلامی در برلین با هم به بحث بپردازند، نوری پور به ایرانیان اطمینان خاطر داد تنها به مسائل امنیتی اکتفا نکرده و به مسئله "نقض مستمر و گستردۀ حقوق بشر در ایران" نیز خواهد پرداخت و همزمان محمدرضا حیدری، کنسول مستعفی و معترض جمهوری اسلامی در نروژ نیز، از سفیر ایران خواست "تا دیر نشده، استفعا داده و به جنبش سبز بپیوندد."
به گزارش خبرهای واصله، سازمانی تحت عنوان «جامعۀ آلمانی آتلانتیک»، فردا میزبان امید نوری پور، نمایندۀ مجلس آلمان از حزب سبزها و علی رضا شیخ عطار سفیر حمهوری اسلامی، در برنامه¬ای با موضوع "جایگاه جمهوری اسلامی در منطقه" خواهد بود.
نوری پور که طی ماههای گذشته در سخنرانی و نوشته های خود سرکوب ها و نقض حقوق بشر و تقلب و کودتای انتخاباتی در ایران را محکوم کرده و احمدی نژاد را به رسمیت نشناخته است، روز گذشته در واکنش به مطالبات ایرانیان مقیم آلمان که خواسته بودند "این نشست محدود به موضوع سیاست امنیتی ایران و موضع آلمان نباشد" در صفحه فیسبوک خود اعلام کرد "تحت هیچ شرایطی به بحث محدود به مسئلۀ هسته ای و سیاست امنیتی تن نخواهم داد. برنامۀ اتمی ایران و سیاست امنیتی بین الملل به شکل گسست ناپذیری به مسئلۀ حقوق بشر گره خورده و هر مذاکره و بحثی با ایران و نمایندگان ایرانی می¬بایست در پیش زمینۀ نقض حقوق بشر و عدم مشروعیت دولت فعلی صورت بگیرد."
فعالین ایرانی و آلمانی شهر برلین، در نامه ای سرگشاده به نوری پور از وی خواسته بودند، "با توجه به محدودیت بحث این نشست، یا در مراسم شرکت نکند، یا محور سخنان خود را به نقض مستمر و گستردۀ حقوق بشر در ایران اختصاص دهد."
نمایندۀ مجلس آلمان از حزب سبزها، همچنین خطاب به ایرانیان تاکید کرد "در ماههای گذشته همراه شما صدای اعتراضم را علیه تقلب انتخاباتی و سرکوب، بازداشت¬ها و جنایات بلند نکرده ام تا مقابل نمایندۀ حکومتی که مسئول همۀ اینهاست خاموش شوم. نباید کلام را به دست دشمنانِ گفتگو داد که مایلند اسلحه¬ها به جایشان صحبت کنند. اینکه این امر چه نتایج خطرناکی برای کشور و "جنبش سبز" می¬تواند داشته باشد، نیازی به توضیح بیشتر ندارد."
با اینکه هنوز مشخص نیست سفیر در این نشست شرکت کند، اما امروز حیدری کنسول مستعفی ایران در نروژ، به مناسبت همین جلسه خطاب به سفیر ایران در آلمان نامه ای سرگشاده ارسال و خاطرنشان کرد "بعنوان کنسول سابق جمهوری اسلامی ایران که با شنیدن صدای جنبش حق طلبانه مردم از سمت خود استعفا داده ام و همچنین از طرف کمپین سفارت سبز، از شما می خواهم از سمت خود استعفا داده و به صف مردم عزیز ایران ملحق شوید... زیرا امروز آغوش ملت به سوی شما باز است اما فردا که مردم بر سرنوشت خود حاکم شدند دیگر نمی توانید هیچ بهانه ای بیاورید."
عبدالمالک ریگی در پرواز دبی به قرقیزستان بازداشت شد
شبکه جنبش راه سبز(جرس): وزیر اطلاعات به سرویسهای جاسوسی آمریكا و انگلیس و برخی كشورهای دیگر هشدار داد دست از حمایت از تروریستهایی كه دست آنها به خون انسانهای بیگناه آلوده است، بردارند.
به گزارش خبرگزاری ها ،حیدر مصلحی وزیر اطلاعات كه ظهر امروز سهشنبه در یك نشست خبری جزئیات دستگیری عبدالمالك ریگی سركرده اشرار شرق كشور را توسط وزارت اطلاعات تشریح میكرد، اظهار داشت: دستگیری ریگی در یك مدیریت اطلاعاتی مقتدرانه صورت گرفت و هیچ یك از كشورها در این موفقیت مشاركت نداشتند و از الطاف خداوند متعال این بود كه در این خصوص مدیون كسی نشدهایم.
شبکه پرس.تی وی از بازداشت "عبدالمالک ریگی" در پرواز دبی به قرقیزستان خبر داده بود.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی پیشتر به سرویسهای اطلاعاتی غرب و برخی كشورهای منطقه هشدارهای قابل توجه را داده بود كه با ما در دستگیری این شرور همكاری كنند .
مصلحی با بیان اینكه جمهوری اسلامی این حق را برای پیگیری قانونی اقدامات تروریستی آمریكا و انگلیس محفوظ میداند و از طریق مجامع بینالمللی موضوع تلاش برخی قدرتها برای اقدامات تروریستی علیه ملت ایران را پیگیری میكند، گفت: ملت ما اجازه نمیدهد قدرتهایی كه از طریق اقدامات نظامی و اشغال و تجاوز به حقوق ملتها به اهداف خود نرسیدند، با ترور در منطقه به اهداف نامشروع خود دست یابند.
بازداشت یک فعال سیاسی به اتهام ارتباط با رسانه های خارجی
شبکه جنبش راه سبز(جرس): محمد استکی، از فعالان سیاسی شهر اصفهان پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت شد. اتهام این فعال سیاسی، افدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با رسانه های خارجی عنوان شده است. به گزارش کلمه ماموران اداره اطلاعات اصفهان پس تفتیش منزل استکی، لپ تاپ، کامپیوتر و برخی دیگر از وسایل وی را با خود بردند. اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حالی عنوان شده که وی در ملاقاتی کوتاه با اعضای خانواده خود هرگونه ارتباط با رسانه های خارجی را تکذیب کرده است. یک منبع آگاه به خبرنگار ما گفت: این فعال سیاسی برای اعتراف به جرایم مورد نظر وزارت اطلاعات تحت فشار قرار دارد. وی که در ماه های گذشته چند بار به اداره اطلاعات اصفهان احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود در ستادهای مردمی میرحسین موسوی در اصفهان فعالیت داشت. اگرچه ارتباط با رسانه های خارجی بر اساس قوانین موضوعه کشور جر م تلقی نمی شود اما مشخص نیست انتساب این اتهام به برخی فعالان سیاسی و اخیراً محمد استکی با چه هدفی انجام می شود.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire
Remarque : Seul un membre de ce blog est autorisé à enregistrer un commentaire.