نوسانات چند ماهه گذشته ، موجب فضای ملتهب سیاسی در ایران تحت قیمومت روحانیون شده است . قداست رهبری بلامنازع سیستم تئوکرات حاکم در شش ماه گذشته و بهنگام تظاهرات مردم ، بویژه در تهران شکسته شده . اینک بعید مینماید که امواج متلاطم دریای اعتراضات ، راه برون رفت هئیت حاکمه را از بحران عمیق مشروعیت باز گذارد. .
در همین حال و علیرغم هشدار های شداد و غلاظ حکومتیان ، آحاد مردم برای روز تاریخی 22 بهمن و ادامه اعلان نارضایتی از دولت پادگانی – اسلامی فعلی ، خود را آماده میکنند .
این مهم گر چه میتواند جای مسرت و امیدواری به آینده باشد ، اما تفوق حرکت آتی را بدون پر کردن سه خلاء مبرم و حیاتی ، باید بعید دانست .
عدم مشارکت ملتهای تحت ستم ، بمیدان نیآمدن طبقه کارگر و زحمتکش ، و نبود شفافیت در تضمین خواسته های زنان ، را میتوان سه خلاء مهم در جنبش،،سبز،، بحساب آورد. بر این اساس، صدور بیانیه ها ی پی در پی از سوی آقایان ،، موسوی ،، و ،،کروبی،، و یا مجامع مختلف در داخل و خارج کشور ، هر چند که موجب روشنگری در مواضع و خواستگاه چنین محافلی است ، اما راه کار اساسی و نهایی برای نیل به اهداف مشترک جامعه ایران نخواهد شد .
،، موسوی ،، و ،، کروبی ،، که سعی در حفظ نظام اسلامی و حراست از قانون اساسی را بعهده گرفته اند ، با ادامه چنین منش و روشی ، راه بجایی نخواهند برد . در واقع مراحل عبور از موسوی و آقای کروبی ، روز ،، عاشورا ،، بویژه ، در محتوای شعار های معترضین ، نمود برجسته و غیر حاشای خود را نشان داد.
روی آوردن رژیم به سیاست آرام سازی و حضور پاره یی از اعضای اصلاح طلب درکانالهای تلویزیونی حکومت ، فرستادن سران متهم به ،، فتنه ،، به مرخصی و حضور ،، رمضانزاده ،،در دانشگاه و دخیل دانستن بیگانه در جنبش را از سوی نامبرده ، باید در زمره سیاست مماشات و سازش مصلحتی با سران جنبش ،، سبز ،، دانست . امری که مطلوب خواستگاه ،، موسوی ،، و کروبی ،، نیز بوده و هست .
در واقع ، مسیر و ادامه تحولات از محدوده جناح ،، اصلاح طلبان ،، نه در کلییت آن ، اما تا حدودی خارج شده و رادیکالیسم و طغیان عمومی محتمل ، دست یازیدن جناح مغلوب را به حد اقل رسانده است . از این رو مبتکران این جناح ، از کانالها و مجاری گوناگون سعی در تخطئه خواستهای تاریخی ملتهای تحت ستم ، طبقه کارگر وجامعه زنان بعنوان نیروی بالنده و سازش ناپذیر با نظام فقاهتی را دارند .
ترغیب و تشویق چند تازه کار سیاسی ، تحت عنوان فعالین فلان ملییت ،یا تاکید بدون برنامه مشخص و مدون برای مشگلات طبقه کارگر و اقشار زحمتکش ،طفره رفتن از پاسخ صریح به درخواستهای بحق جامعه زنان ، بالاخص در عرصه لغو قوانین آپارتاید جنسی ،روش و متد مطلوب و مناسبی به درخواستهای پایه ایئ معترضین نیست و نمیتواند از نگاه نقادانه مدافعان وبدون شک احزاب و تشکلهای چنین خواسته هایی بدور بماند. رهبران جنبش ،، سبز ،، که به نارسایی های خود نیز بدون شک واقفند ، و از اذعان به آن حذر دارند ، هر گز و هیچگاه نخواهند توانست که به اصلاح نظامی که مبانی فکری آن یک ایدئولوژی 1400 ساله است ، و خود آنها نیز پایبندی به اصول فقهی و شرعی اش را اعتقاد دارند دست یابند.
در همین راستا، ترفند رجعت به گذشته و اعاده و یا پایبندی به قانون اساسی اولیه جمهوری اسلامی ، که از سوی سران نهضت آزادی مطرح شده نیز ، راهگشای معضلات جامعه بحران زده ایران نخواهد بود .
سعی در حراست و حفظ نظام اسلامی ، وظیفه مشروع سران جنبش ،، سبز ،، بوده و هست . اما اکثریت جامعه در آینده نشان خواهند داد که راهکار منسوخ اصلاح طلبان ، در همان بن بستی است که شاه پس از دولت ،، آموزگار ،، با آن روبرو شد.
مهار خواسته های ملتهای زجر دیده یی چون کرد و بلوچ و عرب و . . .و بیتفاوتی به طبقه کارگر و محدود ساختن خواسته های زنان ، به امری غیر ممکن تبدیل شده و پر کردن خلاء های مذکور ، از عهده سران ،، سبز ،، خارج بوده و هست . هیچ تمایزی در منویات جناحهای غالب و مغلوب پیرامون ایدئولوژی نظام مشهود نیست و آنچه که برجستگی خود را پس از انتخابات فرمایشی عیانتر ساخته ، قداست ،، نظام اسلامی ،، است و بس . مقوله یی که با سکولاریسم ، آزادی ، دمکراسی و حاکمیت قانون در تعارض است .
صیانت از چنین نظامی را ، ملتهای ستمدیده هر گز نه در برنامه سیاسی خود داشته اند و نه بدان اعتقاد دارند ، دفع چنین تناقض آشکاری را باید در نفی حکومت فعلی و پس از بر پایی مجلسی مشتمل از نمایندگان ملتها ، طبقه کارگر ، جامعه زنان و اقشار زحمتکشی چون معلمین ، کارمندان دون پایه ، و بخش خدماتی کشور جستجو کرد.
بیش از 30 سال حاکمیت اختناق و سرکوب در ایران ، بهترین و ملموس ترین سند افشای ماهیت نظامی است که ،، رهبران ،، جنبش ،، سبز ،، کمر همت به بقاء آن بسته و طیف ناچیزی مدافع آن شده اند . مهر بطلان بر چنین سیستمی را توده های بپا خاسته در سراسر ایران برای بر پایی حکومتی عاری از هر گونه ایدئولوژی و استقرار آزادی و دمکراسی ، دیر یا زود بر صفحات تاریخ مبارزاتی خود خواهند کو بید .
آ – داراپور
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire
Remarque : Seul un membre de ce blog est autorisé à enregistrer un commentaire.